ششم : آن كه رو را به دست راست بشويد
.
هفتم : آن كه آب وضو ، يعنى آن چه از آب كه در وضو صرف مىشود
، به مقدار يك مد باشد « 1 » و آن به حساب مشهور ، پنجاه درم به وزن شاه است و سه مثقال و ربع مثقال و ربع ربع مثقال .
هشتم : خواندن دعاهايى
كه در وقت شستن و مسح كردن اعضا وارد شده .
نهم : آن كه در شستن دستها ، مردان ابتدا به ظاهر دست كرده
آب را بر ظاهر مرفق ريزند ، و زنان ، ابتدا به باطن دست كرده آب را بر طرف باطن مرفق ريزند .
فصل ششم در مكروهات وضو
يعنى امورى كه به جا آوردن [ آنها ] ضررى به وضو نمىرساند ، اما ترك آنها بهتر است ؛ و آن چند چيز است :
اول : استعانت نمودن به ديگرى
، به اين نحو كه ديگرى آب بر كف دست وى ريزد و او رو و دستهاى خود را بشويد . اما اگر ديگرى به ضرورت ، آب بر رو يا بر دستهاى او ريزد ، وضوى او باطل است ؛ هم چنان كه سابقا مذكور شد .
دوم : وضو ساختن از آبى كه بد رنگ يا بد بو باشد
، يعنى رنگ و بوى آن به غير نجاست تغيير يافته باشد .
سيم : وضو ساختن از آبى كه در ظرف باشد
و از آفتاب گرم شده باشد .
چهارم : وضو ساختن از ظرفى كه نقرهكوب يا طلاكوب باشد .
و در اين مسأله
هامش
( 1 ) . مخفى نماند كه اين كه فرمودهاند در وزن ، مد به من شاهى عباسى است كه سابق بر آن متعارف بوده و وزن آن ، هزار و دويست مثقال صيرفى است . و بنابراين من هم مد پنجاه درم و سه مثقال و نصف مثقال و ربع ربع مثقال است ؛ هم چنان كه خود « طاب ثراه » در « لوامع » بيان فرمودهاند . اما به منى كه حال متعارف در اين زمان است ، در اكثر بلاد عراق كه شايد هزار و دويست هشتاد مثقال است ، پس مد پنجاه درم به وزن شاه است ، به شش مثقال و ربع مثقال و سه ربع ربع مثقال كم . و اللّه اعلم . ( احمد )