نمىدانم مغصوب بودن آنها در چه صورت خواهد بود .
و حقيقت حال آن است كه نظر به قواعد عقليه و نقليه ، آب با وجود اتصال ، يك چيز است و حقيقتى است واحد . پس اگر جزئى از آن كه غاصب آن را در ملك خود جارى ساخته مغصوب باشد ، آن چه متصل بدان است و به تدريج داخل زمين او مىشود ، باز غصبى است . و معنا ندارد كه با وجود اتصال و پىدرپى رسيدن ، بعضى مغصوب باشد و بعضى نباشد . و بالجمله ، فساد اين توهّم بر هر ذى شعورى ظاهر است ، و العلم عند اللّه .
و مخفى نماند كه در صورتى كه بعضى از آب قنوات و چشمهها غصبى شود و بعضى ديگر در تصرف صاحبانش باشد ، كيفيت حكم آن به تفصيلى است كه سابقا مذكور شد .
فصل پنجم در مستحبات وضو
و آن چند امر است :
اول : مسواك كردن
پيش از مشغول شدن به وضو .
دوم : آن كه اگر از ظرف سر گشاده
، مثل كاسه و طاس و امثال آن وضو سازد ، پيش از آن كه دست در آن ظرف كند ، هر دو دست را از بند دست بشويد . پس اگر آن وضو بعد از خوابيدن يا بول كردن باشد ، يك نوبت بشويد و اگر بعد از غايط باشد ، دو نوبت بشويد .
سيم : آن كه اگر از ظرف سر گشاده وضو سازد
، آن را به جانب راست خود گذارد و به دست راست ، آب از آن بردارد .
چهارم : آن كه در وقت وضو ساختن ، رو به جانب قبله كند
.
پنجم : آن كه سه نوبت مضمضه
و سه نوبت استنشاق كند .