فصل چهارم در شروطى كه مراعات آنها در وضو واجب است
و آن چند امر است :
اول : پاك بودن اعضاى وضو پيش از وضو ساختن .
پس اگر يكى از اعضاى وضو نجس باشد ، يك شستن از براى ازالهء نجاست و وضو كافى نيست ، بلكه بايد اول ازالهء نجاست بشود و بعد از آن به جهت وضو شسته شود .
دوم : آن كه خود ، افعال وضو را به جا آورد
و ديگرى آن را به عمل نياورد . پس اگر ديگرى رو يا دست او را بشويد يا مسح سر يا پاهاى او را كند ، وضوى او باطل است ؛ مگر در حالت ضرورت و اضطرار . و آن چه را واجب است كه خود به جا آورد - هم چنان كه مذكور شد - شستن و مسح كردن است . پس اگر ديگرى آب بر كف او ريزد و او خود به آن آب ، رو يا دست را بشويد ، مانعى ندارد و اگر چه مكروه است .
بلى ، اگر ديگرى آب بر رو يا دستهاى او ريزد و خود همين دست بر آن بكشد ، باز وضو باطل است ؛ زيرا كه از ريختن ، شستن تمام يا فى الجمله به عمل مىآيد .
سيم : آن كه مكان وضو ، يعنى آن چه در وقت وضو ساختن بر آن قرار مىگيرد ، مباح باشد
و غصبى نباشد . پس وضو ساختن در مكان غصبى جايز نيست ؛ خواه خود ، غاصب آن مكان باشد يا ديگرى .
و همچنين وضو ساختن در فرش غصبى باطل است و اگر چه زمين ، غصبى نباشد . و اگر نداند كه آن مكان يا فرش غصبى است و در آن وضو سازد ، وضوى او صحيح است . و اگر داند كه غصبى است ، اما نداند كه در مكان و فرش غصبى وضو بىصورت است ، اين ندانستن ، فايده ندارد و وضوى او باطل است . و در كفش غصبى نيز وضو ساختن جايز نيست . و آن چه از كفشهاى مردمان كه از راه غفلت و اشتباه در مجامع به يكديگر عوض مىشود ، حكم كفش غصبى نيست و ظاهر آن است كه