بلكه اگر به قدر يك انگشت دست از سر انگشتان پا بكشد تا كعب ، كافى است . اما هم چنان كه در حديثى صحيح « 1 » وارد شده ، بهتر آن است كه به همهء كف دست ، پا را مسح كند ؛ يعنى بند دست را بر سر انگشتان پا گذارد و به نحوى بكشد كه در آخر مسح ، سر انگشتان دست از كعب جدا شود . و بايد پا را محكم كند و دست بر آن بكشد ، نه آن كه پشت پا را بر كف دست كشد .
و بنابر اقوى ، در مسح پاها ترتيب واجب نيست « 2 » ؛ يعنى ابتدا به هر يك از پاى راست و چپ مىتوان كرد . و عكس در مسح پا جايز است ؛ يعنى مىتوان ابتدا به كعب كرد و از آنجا تا سر انگشتان كشيد .
و اگر بر روى پا حايلى باشد ، مانند چكمه و جوراب و امثال آن ، مسح بر آن جايز نيست . و واجب است كه آن را از پا بيرون آورد و بر روى پا مسح كند .
بلى ، در حالت تقيّه ، مسح بر چكمه و امثال آن جايز است ؛ چون سنّيان چنين مىكنند . و همچنين در حالت ضرورت - چون ضيق وقت [ و ] برف و شدت سرما در سفر - مسح بر روى چكمه جايز است . و از اين قبيل است كه هرگاه خواهد چكمه را بيرون كند ، از قافله بازماند . و بعد از زوال ضرورت ، آن وضو باطل نمىشود ، بلكه تا حدثى صادر نشود ، باقى است و با آن ، نماز مىتوان كرد و اگر چه متمكن باشد از وضويى كه در آن نقصانى نباشد .
و سنّت است مسح پاى راست به دست راست شود و مسح پاى چپ به دست چپ بشود ؛ هم چنان كه در صحيحهء « 3 » زراره وارد شده ، هر چند اكثر اصحاب ، متعرّض آن نشدهاند .
ششم : از واجبات وضو ، ترتيب است
به طريقى كه مذكور شد ؛ يعنى اول ، رو را
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة 1 : 417 ، باب 24 من أبواب الوضوء ، ح 4 .
( 2 ) . دور نيست قول به وجوب تقديم پاى راست در مسح بر پاى چپ . پس اولى و احوط آن است كه پاى راست ، مقدم داشته شود . ( احمد )
( 3 ) . وسائل الشيعة 1 : 436 ، باب 31 من أبواب الوضوء ، ح 2 .