بشويد و بعد از آن ، دست راست و بعد از آن ، دست چپ و بعد از آن ، مسح پيش سر كند و بعد از آن ، مسح پاها كند . و در مسح پاها - هم چنان كه مذكور شد - بنابر اقوى ، ترتيب واجب نيست . پس جايز است كه پاى چپ را اول مسح كند و بعد از آن ، پاى راست را . پس اگر كسى مخالفت ترتيب كند و عضوى را كه بايد مقدّم داشت مؤخّر دارد ، هرگاه اعضاى سابق خشك شده باشند ، بايد وضو را از سر بگيرد و اگر خشك نشده باشند ، از جايى كه مخالفت ترتيب شده بشويد ؛ به نحوى كه ترتيب حاصل شود . پس اگر دست چپ را پيش از دست راست بشويد و ترى رو ، باقى باشد ، واجب است كه بعد از آن كه دست راست را بشويد ، نوبت ديگر دست چپ را بشويد و اعادهء شستن رو لازم نيست . و اگر سهوا اول دست چپ را بشويد و بعد از آن دست راست را ، پس متذكر شود ، بايد همين دست چپ را بشويد و شستن دست راست را دوباره لازم نيست . و اگر عمدا چنين كند ، اعادهء شستن هر دو لازم است .
هفتم : موالات است
، و مراد از موالات - بنابر اقوى - آن است كه هر عضوى را پيش از خشك شدن اعضاى سابقه بشويد . پس اگر دست راست را وقتى بشويد كه رو خشك شده باشد ، وضوى او باطل است . و همچنين اگر دست چپ را وقتى بشويد كه رو و دست راست خشك شده باشد ، وضوى او باطل است . اما اگر دست چپ را وقتى بشويد كه ترى دست راست يا رو باقى باشد ، وضوى او صحيح است .
و بعضى « 1 » گفتهاند كه : مناط باقى بودن ترى عضوى است كه بىواسطه ، مقدّم بر آن عضو است و ترى عضوى كه به واسطه مقدّم است ، كافى نيست . و بنابراين در شستن دست چپ واجب است كه ترى دست راست باقى باشد ، و باقى بودن ترى رو بدون ترى دست راست كافى نيست . و حق آن است كه همين كه ترى در يكى از اعضاى
هامش
( 1 ) . مسائل الناصريات : 126 ، مسألهء 33 ؛ السرائر 1 : 103 ؛ المراسم : 38 ؛ المهذّب : 45 .