حرجى در مسح نيست و اگر ترى به موضع « 1 » مسح - خواه سر باشد يا پاها - زيادتر از ترى دست باشد ، در مسح دغدغه است ؛ بلكه بىصورت است و بايد موضع را خشك نمود و مسح كرد . پس اگر در وقت شستن رو ، آب را بر موضع مسح ريزد و در وقت مسح ، ترى آن باقى باشد ، در مسح دغدغه خواهد بود . هرگاه ترى ، زياده از ترى دست باشد يا مساوى آن باشد ، خشك ساختن آن لازم خواهد بود .
و بعضى « 2 » گفتهاند : ترى موضع مسح ضرر ندارد و اگر چه زياده از ترى دست باشد ، و اين ضعيف است ؛ زيرا كه آن ترى در حكم آب تازه است كه خارج از ترى وضو است . و اگر از آب وضو ، قدر بسيارى از رطوبت در دست باشد ، كه از گذاشتن و كشيدن آن به موضع مسح ، غسل به عمل آيد ، يعنى جريان حاصل شود ، حق آن است كه اگر غسل ضعيفى باشد كه در ضمن آن ، مسح به عمل آيد ، ضرر ندارد ؛ به شرطى كه قصد او اين باشد كه زيادتى بر او لازم نيست و بىكار است .
پنجم : از واجبات وضو ، مسح پاهاست
، و حدّ آن از سر انگشتان است تا كعب . و واجب است كه از باب مقدمه ، قدرى زيادتر داخل كند تا محل وجوب ، به يقين مسح شود . « و كعب » « 3 » ، بنابر مشهور ، عبارت است از قبّه قدم ، يعنى برآمدگى [ اى ] كه بر پشت پا است .
و علّامه « 4 » و بعضى « 5 » از متأخّرين گفتهاند كه : كعب ، مفصل ساق و قدم است كه بند پا باشد ، و اين احوط است . و فرو گرفتن همهء عرض پاها در مسح ، ضرور [ ى ] نيست ؛
هامش
( 1 ) . ظاهر آن است كه مطلقا در ترى موضع مسح ، دغدغه باشد ، مگر اين كه به قدرى باشد كه در جنب ترى دست كه به آن مسح مىشود ، مستهلك باشد . ( احمد )
( 2 ) . السرائر 1 : 104 ؛ المعتبر 1 : 160 .
( 3 ) . در نسخهء « الف » موجود نيست .
( 4 ) . علّامه در مختلف الشيعة 1 : 125 ، مسألهء 77 ؛ و تذكرة الفقهاء 1 : 170 ، مسألهء 51 ؛ و قواعد الأحكام 1 : 203 ؛ و فاضل هندى در كشف اللثام 1 : 546 .
( 5 ) . اختيار كرده اين قول را شهيد در الفية : 44 ؛ فاضل مقداد در كنز العرفان 1 : 11 ؛ و ابن فهد حلّى در موجز الحاوي ( ضمن الرسائل العشر ) : 14 .