وسط رو بريزد و از آنجا به بالا برود ، وضوى او باطل است . و اكثر عوام اين معنى را مراعات نمىكنند و به اين جهت ، وضوى ايشان بىصورت است و چون وضوى ايشان بىصورت باشد ، نماز ايشان نيز صورتى ندارد .
سيم : از واجبات وضو ، شستن دستهاست .
و واجب است كه ابتدا به مرفق كند و اصل مرفق را نيز داخل كند و از آنجا بشويد تا سر انگشتان . و اگر عكس كند ، يعنى ابتدا به طرف انگشتان كند و از آنجا بشويد تا مرفق - هم چنان كه سنّيان مىكنند - وضوى او باطل است . و در شستن دست جايز است كه آن را به آب فرو برند ، به نحوى كه آب به همهء آن برسد ؛ به شرطى كه در فرو بردن ، ابتدا به مرفق شود . و همين كه آب برسد ، كافى است و احتياج به دست ماليدن بر آن نيست . و اگر كسى از مرفق تا بند دست بشويد و از بند دست تا انگشتان را نشويد يا بعضى از انگشتان را ما بين آنها « 1 » را نشويد - هم چنان كه بعضى از عوام چنين مىكنند - وضوى او بىصورت و باطل است .
و واجب است كه موهاى دست را تخليل كند ، يعنى آب به زير آن رساند و اگر چه بسيار باشد به حدى كه زير آن از بشره نمايان نباشد . و اگر در دست ، انگشترى يا دست بند باشد و مانع رسيدن آب باشد ، واجب است كه آن را حركت دهند كه آب به زير آن برسد . و شستن ناخنها نيز واجب است ، و اگر چه بسيار بلند شده باشند .
و كسى كه بعضى از دست او قطع شده باشد ، بايد آن چه تا مرفق باقى مانده است [ را ] بشويد . ( و اگر از مرفق قطع شده باشد ، ) « 2 » شستن آن دست در وضو از او ساقط است . و در شستن رو و دستها ، قدر واجب آن است كه مسمّاى شستن به عمل آيد ؛ يعنى در عرف آن را شستن بگويند . و شستن عرفى وقتى به عمل مىآيد كه جريان آب به عمل آيد ، و اقل آن اين است كه يك جزء آب به دو جزء بدن
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ب » : « انگشتان را تا پائين آنها » .
( 2 ) . در نسخهء « الف » موجود نيست .