وضو مىسازم جهت فرمانبردارى خدا يا جهت تقرب به خدا ، يا وضو مىسازم « قربة الى اللّه » . و قصد وجوب و مباح بودن نماز و رفع حدث ، واجب نيست ، و اگر چه احوط آن است كه به اين نحو بگويد يا در دل بگذراند كه وضو مىسازم جهت مباح بودن نماز و رفع حدث به جهت آن كه واجب است ، « قربة الى اللّه » .
و بايد بفهمد كه معنى قربت آن است كه اين عمل را به جهت نزديك شدن به خدا و فرمانبردارى او يا از جهت خوف از عذاب و اميد ثواب او به جا مىآورم . و بايد اين معنا را در دل بگذراند و باعث بر وضوى او امر ديگر نباشد . پس اگر دل او بالكليه غافل باشد ، به نحوى كه مطلقا متذكّر اين معانى نشود يا به قصد ريا وضو بسازد ، وضوى او باطل است . و چون - بنابر اقوى - واجب لغيره است ، يعنى وجوب آن به جهت نماز است و خود فى نفسه واجب نيست ، لهذا اگر وقت فريضه داخل نشده باشد و بر ذمّه او عبادتى واجب نباشد كه مشروط به وضو باشد ، مثل نماز قضاى يوميّه يا نمازى كه به نذر واجب شده باشد و امثال آن ، در اين صورت لازم است كه قصد وجوب نكند ؛ بلكه قصد سنّت كند . يا به مجرّد قربت اكتفا كند ؛ به اين نحو كه وضو مىسازم سنّت ، قربة الى اللّه ، يا قربة الى اللّه [ بدون ذكر سنت ] .
و گذرانيدن نيّت در دل ، واجب است و تلفظ به زبان ، لازم نيست . بلى ، اگر تلفظ به زبان نيز كند ، مانعى ندارد . و واجب است كه بر حكم نيّت باقى باشد تا از وضو فارغ شود ؛ يعنى نيّتى كه منافى نيّت باشد نكند ، مثل اين كه عضوى را به قصد ريا يا سرد شدن بشويد يا اين كه قصد قطع وضو كند يا قصد فعلى كند كه مبطل وضو است ، مثل بول كردن و اخراج ريح و امثال آن . و اگر چنين كند ، مادامىكه اعضاى سابقه خشك نشده باشد ، اگر آن عضو را دوباره به نيّت قربت بشويد ، وضوى او صحيح است . و اگر به شستن اول كه به نيّت ريا يا سرد شدن بود اكتفا كند ، وضوى او باطل است .
و ابتداى نيّت ، وقت شروع در شستن دستهاست كه مستحب است تا وقت شستن رو . و استحباب شستن دست در وقتى است كه از ظرف سر گشاد وضو سازد .
هم چنان كه بعد از اين مذكور خواهد شد . و در نزد شروع در شستن رو ، وقت مضيّق
تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٠٩