تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
بالجمله مبدأ « اللّه » و صفات او از قدرت و علم كه عين ذاتند و در ازل از براى خدا ثابتند بيرون نيست و ساير صفات كه عين ذات نيستند و در ازل از براى خدا ثابت نيستند و بعد از آن حادث مىشوند دخلى به ذات ندارند تا تغيير آنها باعث تغيير ذات شود بلكه اعتبارات و نسبتهاى چندند كه ذات متّصف به آنها مىشود ، نسبت به متعلّقاتى كه در خارج دارند . توضيح كلام در اين مقام آن است كه صفات ذات محالست كه از ذات منفكّ شود و انفكاك آنها از ذات باعث نقص است بلكه آن صفات هميشه عين ذاتند ، مثل علم و قدرت و حيات و بقاء ؛ امّا صفات فعل از قبيل رازقيّت و خالقيّت كه عين ذات نيستند ، تغيّر و تبدّل آنها باعث تغيّر و تبدّل ذات نمىشود و ضرر ندارد كه جناب الهى در وقتى آن صفات از او صادر شود و در وقت ديگر از او صادر نشود و اين معنى باعث نقص او نمىشود . مثلا : پيش از ايجاد « زيد » خدا قادر بر ايجاد او بود و آن قدرت عين ذات او بود امّا هنوز خالقيّت و رازقيّت « زيد » بر او صادق نبود و اين معنى نقص او نيست بلكه خلاف آن نقص است ، زيرا كه خلقت او پيش از وقتى كه مصلحت در خلق او بود خلاف مصلحت بود و ارتكاب خلاف مصلحت ، نقص است ؛ پس خلق كردن زيد در همان وقت كه مصلحت است صفت كمالست و در غير آن وقت نقص است و خدا از آن منزّه است ؛ و همچنين در ساير مخلوقات و همچنين در آنچه خلق نكرده است مصلحت نبوده است ؛ يعنى خدا قادر است بر ايجاد چندين هزار عالم ، امّا خلق كردن آنها خلاف مصلحت بود و به اين جهت خلق نكرد و اين نقص بر خدا نيست بلكه با وجود عدم مصلحت اگر خلق مىكرد نقص مىبود . پس معلوم شد صفاتى كه عين ذاتند از قبيل علم و قدرت و بقاء هميشه باقى هستند و انفكاك آنها از ذات مستلزم نقص است و تغيّر و تبدّل آنها باعث تغيّر و تبدّل ذاتست ، امّا صفات فعل كه دخلى بذات ندارند ضرر ندارد كه در وقتى باشد و در وقتى نباشد و نبودن آنها در وقتى نقصى نيست و تغيير آنها باعث تغيير ذات نيست .