صفات احتياج به غير خود ندارد و همهء موجودات را موجود مىكند و صفات آنها را بر آنها افاضه مىكند ، همچنانكه آن روشنى همهء اشياء را روشن مىكند و خود يك چيز است كه عين روشنى است و زايد بر خود نيست و احتياج به روشنى ديگر ندارد .
[ در بيان صفات ذات ]
و بدان كه صفات الهى بر دو قسم است :
قسم اوّل : صفات ذات كه هرگز از ذات منفكّ نمىشود و تغييرى در آنها نمىباشد و اين قسم از صفات باز بر دو قسم منقسم مىشود :
[ الف : ] صفاتى است كه نسبت به چيزى ديگر ملاحظه نمىشوند مطلقا و متعلّقاتى در خارج ندارند ، مثل حيات و بقاى الهى كه زنده بودن و باقى بودن ، صفتى هستند از براى ذات الهى و نسبت به چيزى ديگر ملاحظه نمىشوند .
[ ب : ] صفاتى است كه از براى ذات مقدّس الهى مىباشند و در ازل و ابد ، آن صفات منفكّ از ذات الهى نمىشوند ، اما نسبت به چيزى ديگر ملاحظه مىشوند و آن نسبت ، بعد حادث مىشود ؛ مثل صفت علم و قدرت و سمع و بصر ، كه در ازل ، خداى تعالى علم به اشياء داشت و قدرت به هر چيزى داشت ليكن بعد از آنكه موجودات را خلق كرد علم و قدرت تعلّق به آنها گرفت و نسبت ميان علم و معلوم و قدرت و مقدور بهم رسيد ؛ و اين نسبت دخل به ذات الهى ندارد تا تغيّر آن باعث تغيّر ذات شود ، يعنى : نبودن آن نسبت ، پيش از ايجاد موجودات و بهم رسيدن او بعد از ايجاد ، باعث تغيّر و تبدّل در ذات الهى نمىشود ؛ زيرا كه اين نسبت عين ذات نيست بلكه صفت علم و صفت قدرت عين ذاتند و آنها هميشه باقى و ثابتند و تغيير و تبديل در آنها نمىباشد .
[ در بيان صفات فعل ]
قسم دوّم : صفات فعلست و صفات فعل آن است كه ثابت از براى ذات