تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
مقدّس نباشد بلكه بسبب بهم رسيدن مخلوقات بهم رسند ، و اين قسم از صفات را باز به دو قسم منقسم كرده‌اند : [ الف : ] اينكه همين نسبت محض باشد و معنى ديگر سواى نسبت نباشد ، مثل خالقيّت كه به معنى مخلوق كردنست و مثل رازقيّت كه به معنى روزى دادن است و مثل تكلّم كه به معنى كلام گفتن است و معنى آنها همين نسبتى است كه ميان خدا و مخلوقاتست . [ ب : ] صفاتى است كه غير نسبت به معنى ديگر هم هست و آن نسبت از آن صفت هم جدا نمىشود بلكه هميشه با او هست ، مثل اراده و مشيّت كه عبارتند از قصد كردن به فعل و اين قصد كه در اراده‌كننده حاصل مىشود غير آن نسبتى است كه ميان اراده‌كننده و آن چيز است كه مراد است ؛ امّا هر وقت كه آن قصد بهم مىرسد آن نسبت هم حاصل مىشود . و حقّ آن است كه مجموع صفات فعل هم ، سببى و مبدئى دارند كه آن مبدأ عين ذاتست و از ذات جدا نمىشود و هميشه باقى است و آنچه به ايجاد خلق بهم مىرسد نسبتى است كه حاصل مىشود . مثلا : سبب و مبدأ خالقيّت قدرتست بر خلق كردن و مبدأ رازقيّت قدرتست بر روزى دادن و مبدأ تكلّم قدرت بر ايجاد كلام است ، و اين مبدأ كه قدرتست عين ذاتست و تغييرى در آن نيست بلكه ذات در ازل متّصف است باينكه در ما لا يزال آن اين امور از او صادر خواهد شد و آنچه در ازل نيست و به ايجاد مخلوقات بهم مىرسد نسبتى است كه ميان خالق و مخلوق و رازق و مرزوق و متكلّم و مخاطب است ؛ و اين نسبت امرى است اعتبارى كه دخل به ذات ندارد كه تغيير آن باعث تغيير ذات شود و همچنين مبدأ اراده ، علم الهى است به خيريّت و صلاح و نظام عالم ؛ يعنى : خدا در ازل علم داشت كه صلاح و نظام عالم آنست كه هر يك از موجودات را به چه نحو و در چه وقت ايجاد كند و اين علم عين ذاتست و در او تغيير و تبديل نيست و آنچه متغيّر و متبدّل مىشود نسبتى است كه دخلى به ذات ندارد و - ان شاء اللّه تعالى - بعد از اين حقيقت اراده به تفصيل مذكور خواهد شد .