مدارك باطنه قوه عاقله انسان كبير شرع و ديناند در پيرامون آن بحث كردهاند و رسالههاى جداگانه نوشتهاند و معرفت نفس را مرقاة معرفت ربّ شناختهاند ، و شناسايى آن را باب شناسايى كليه معارف دانستند و جميع ما فى الكون را مظاهر صفات نفس يافتند و در سرانجام معرفت نفس را عين معرفت رب . و بدين نظر تحقيق و تدقيق امر نفس فوق بحث در مجرد بودن آنست و همانست كه در حكمت متعاليه چون فتوحات مكيه و اسفار ( ص 54 ، ج 4 ) عنوان شده است كه :
« من عرف النفس انها الجوهر العاقل المتوهم المتخيّل الحساس المتحرك الشام الذائق اللامس النامى ، أمكنه أن يرتقى الى معرفة ان لا مؤثر فى الوجود الا اللّه . »
حكماى هند در كليله و دمنه به اشاره و رمز درباره نفس ناطقه بابى به نام باب حمامه مطوقه نوشتهاند .
ارسطو رسالهء نفس دارد و بابا افضل كاشى كه از اجله علماى اسلام و از افاخم حكماء و عرفاء است آن را به پارسى ترجمه كرده است .
ابو نصر فارابى معلم ثانى رسالهاى در حقيقت روح و اثبات تجرد او و بيان آنكه روح بدون ماده بدن جوهرى مستقل و قادر بر هرگونه ادراك و لذت در عالم ابديّت و جهان ما فوق طبيعت است .
فيلسوف عرب ابو يوسف يعقوب بن اسحاق كندى در نفس رسالهاى نوشته است .
شيخ رئيس علاوه بر اين كه در نجات و اشارات و شفاء بطور تفصيل دربارهء نفس ناطقه مستوفى بحث كرده است چندين رسالهء مستقل در معرفت نفس و تجرد و بقاى آن نوشته است .
حكيم فاضل ابو الحسن سعد بن هبة الدّين كمونه رسالهاى در ابديّت نفس تصنيف كرده است .
فخر رازى كتابى در تجرد و بقاى نفس به نام المطالب العاليه دارد كه شيخ بهائى در شرح حديث چهلم كتاب اربعين خود آن را نام مىبرد و مىستايد كه : قد تضمن كتاب المطالب العالية منها ما لا يوجد فى غيره .
انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٨