انتقال مىيابد و آنچه كرده است با خود مىبرد و هر كس بسوى عمل خود مىرود بلكه عين عمل خود است كه علم و عمل انسان سازند و در
« يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ »
باطنش عين ظاهر مىگردد .
ان العمل نفس الجزاء
ج - يكى از مسائل نفيس در معرفت نفس اين است كه عمل نفس جزاء است و علامه محقق نراقى - قدس سرّه - يكى از مباحث كتاب شريف جامع السعادة را اين مطلب مهم معنون به همين عنوان قرار داده است كه ان العمل نفس الجزاء .
علم و عمل عرض نيستند بلكه جوهر و انسان سازند . انسان به علم و عمل سازنده خود است و كارى مهمتر از اين سازندگى ندارد . علم سازنده روح و عمل سازنده بدن است ، و همواره در همه عوالم ، بدن آن عالم مرتبهء نازله نفس است . و بدنهاى دنيوى و أخروى در طول يكديگرند و تفاوت به نقص و كمال است .
جزا نفس علم و عمل بودن است چه جزا در طول علم و عمل است و ملكات نفس موادّ صور برزخىاند . يعنى هر عمل صورتى دارد كه در عالم برزخ آن عمل بر آن صورت بر عاملش ظاهر مىشود كه صورت انسان در آخرت نتيجه و غايت فعل او در دنيا است . و همنشينهاى او از زشت و زيبا همگى غايات افعال و صور اعمال و آثار و ملكات او است كه در صقع ذات او پديد مىآيند و بر او ظاهر مىشوند كه در نتيجه انسان در اين نشأه نوع و در تحت آن افراد ، و در نشأه آخرت جنس و در تحت آن انواع است . و از اين امر تعبير به تجسّم اعمال ، يا تعبير به تجسّد اعمال ، و يا تعبير به تجسّم أعراض ، و امثال اين گونه تعبيرات كردهاند و مقصود تحقق و تقرّر نتيجهء اعمال در صقع جوهر نفس است .