« حضرت رسول ( ص ) اولاد عبد المطّلب را در خانهء خود جمع كرد و ايشان را ضيافتى كرد و فرمودند به ايشان كه : كيست از شما بر روى زمين كه قبول كند كه وزير و خليفهء من باشد ، بعد از من ؟
همهء قوم ساكت شدند و حضرت امير گفت :
من .
حضرت رسول ( ص ) سه مرتبه اين كلام را تكرار نمودند و در هر مرتبه ، همهء قوم ساكت شدند و حضرت امير جواب مىداد كه : من پس حضرت پيغمبر ( ص ) به حضرت امير فرمودند كه :
توئى برادر من و ولىّ من و وارث من و وصىّ من و خليفهء من . »
نهم - حديثى است كه « 80 » پيغمبر به عمّار فرمودند كه :
هامش
پيغمبر اكرم ( ص ) در آن مجلس تصريح به وصايت و خلافت امير المؤمنين - عليه السلام - فرموده است كه هيچ گونه قابل انكار نيست و مسلمين عموما آن واقعه را نقل كردهاند ، و ابن الاثير در « تاريخ كامل » كه از مهمترين تواريخ اسلامى است ، تاريخ آن قضيه را مشروحا بيان كرده است ، رجوع شود به « تاريخ كامل » ، ج 2 ، ص 63 ، ط بيروت ؛ و « غاية المرام » ، ص 320 - 321 .
و از قضاياى شگفتانگيز كه در عصر ما اتفاق افتاد هيكل وزير معارف مصر در كتابش « حياة محمد ( ص ) » اين قضيه را نقل كرده و رويّهء مورخين اسلامى را در آن تعقيب نمود . پس از نشر كتابش در مصر چاپ اول آن هياهو بپاخاست كه اين قضيه را چرا در كتاب خود نقل كرده ، زيرا اين واقعه ادعاى شيعه را در خلافت و نصّ به وصايت امير المؤمنين ( ع ) بطور صريح ثابت مىكند بالاخره هيكل را مجبور كردند كه در طبعهاى بعدى آن كتاب ، آن جملات را اسقاط و حذف كرد و غير از رسوائى به اهل سنت چيزى به آنها نماند و مرحوم علامهء شهرستانى ، آقاى سيد محمد على هبة الدين - رحمه اللّه - در اين باره دو بيتى سروده و به هيكل فرستاد و علامهء امينى ( ره ) در « الغدير » به اين موضوع اشاره فرموده و شيخنا الاستاد كاشف الغطاء ( ره ) بسيار از اين كار سنّيها در تعجب بود و هر وقت در محضرش صحبت از آن به ميان مىآمد به اين عمل رسوا كنندهء آنها از روى تعجب خنده مىكرد .
( 80 ) . شيخ فقيه عماد الدين طبرى ( ره ) در كتاب نفيس خود « بشارة المصطفى لشيعة المرتضى » اين فرمايش رسول الله ( ص ) را به عمار ( ره ) از ابو ايوب انصارى ( ره ) مسندا نقل كرده و روايت مفصّل است ، رجوع شود به كتاب نفيس نامبرده ، ص 178 ، ط نجف ، و رسول اللّه ( ص ) در آن روايت مىفرمايد :
« يا عمار سيكون بعدى فى امتى هنات حتى يختلف السيف فيما بينهم و حتى يقتل بعضهم بعضا و حتى يتبرأ بعضهم من بعض فاذا رأيت ذلك فعليك بهذا الاصلح عن يمينى يعنى على بن ابى طالب ( ع ) . . . »