و از جملهء عجايب زمان و غريب دوران است كه اهل سنّت با وجود اينكه امامت را از فروع دين مىدانند « 11 » ، كمال عداوت و بغض را با شيعه دارند ، بلكه بسيارى از ايشان حكم به مباح بودن قتل و اسيرى ايشان مىكنند . « 12 » پس هرگاه امامت از فروع دين باشد ، چه فرق خواهد داشت با ساير مسائل خلافيّهء فروعيّهء ايشان ، كه هر يك از رؤساى اربعهء ايشان با يكديگر خلاف دارند . پس هرگاه مخالف در امامت با ايشان واجب القتل باشد و مستوجب بغض و عداوت باشد ، بايد حنفيّه و شافعيّه و مالكيّه و حنابله را واجب القتل دانند و با ايشان كمال بغض و عداوت و عناد را داشته باشند .
بلى ، اگر شيعه با ايشان عداوت داشته باشند صحيح خواهد بود ، نظر به اينكه شيعه امامت را از اصول دين مىدانند ، و حقيقت امر اينست كه چون مذهب اهل سنّت مذهبى است غير مستند به كلام خدا و رسول و امريست من عندي « 13 » لهذا بناى امور ايشان مطلقا بر جائى نيست .
هامش
ه ، هفت صفحه تقريبا از آن كتاب تحريف كردهاند كه در آن صفحات حديث شريف موجود بود ، از بين رفته است . و تحريف كردن اهل سنّت اين قبيل كتابها و خاصّه كتب حديث را از غرائب روزگار است و جادارد در اين خصوص كتاب مستقلّى تأليف شود و تحريفات آنها يك به يك در كتب تعيين گردد .
و يكى از علماى اعلام اهل سنّت بعد از نقل حديث شريف گويد :
« فمن لم يعرف امام زمانه و انه فى ظل امانه فكما عاش عيشة جاهلية فقد مات ميتة جاهلية » هامش « شرح عقائد نسفى » ط اسلامبول ، ص 181 .
( 11 ) . « اربعين » ، فخر رازى ، ص 456 ، ط حيدرآباد .
( 12 ) . قتلعامهاى زمامداران اهل سنّت و فتواى فقهاء عصرشان به مهدور الدم بودن شيعه در تاريخ مشهور و مسطور است و ستمكاران روزگار چه آزارها و اذيتها به شيعه كردهاند از حوصلهء بيان خارج است ، رجوع شود به كتاب « الشيعة و الحاكمون » تأليف علامه آقا شيخ محمد جواد مغنيه ( دام بقائه ) كه مكرّر طبع شده است و شگفتتر اينكه در عصر حاضر وهّابيهاى باديهنشينان صحراى « نجد » اهل جمود و خمود و خشك در حقّ شيعه همان عقيده را دارند كه پيشينيان سنّيها داشتند . اگر اوضاع دنيا مانع نمىشد در حقّ شيعه از گذشتگانشان هم بدتر رفتار مىكردند .
( 13 ) . يعنى از نزد خود مىگويند .