فصل دوّم در اينكه امامت از اصول دين است
و اين در كمال ظهور است ، زيرا كه دانستى كه بقاى دين نبىّ موقوف است بر وجود امام ( ع ) كه اگر بعد از پيغمبر ( ص ) خليفه نباشد ، دين او مستقرّ نمىشود . و شكّى نيست كه چنين امرى عمدهء اصول دين است و حديثى هم كه از پيغمبر ( ص ) رسيده است و شيعه و سنّى ، جميعا او را قبول دارند و در كتب فريقين به طريق متعدّده رسيده است ، دالّ بر اين معنى است . و آن حديث اينست كه :
« كسى كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد ، مردن او مثل مردن اهل جاهليّت خواهد بود . » « 10 »
هامش
( 10 ) . « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » ، اين حديث شريف متواترا نقل شده و در « صحاح » عامه روايت كردهاند با مختصر فرقى در بعضى الفاظ كه مفاد همهء آنها يكى است و چندان فرقى پيدا نمىكنند و معاويه نيز آن را روايت كرده .
« مسند امام احمد » ، 4 / 96 و صفى الدين طريحى ( ره ) در شرح باب « حادى عشر » گويد :
« نقل اجماع مسلمين شده كه رسول اللّه ( ص ) آن حديث را فرموده است . » ص 281 ، ط / نجف .
و علامهء تفتازانى در « شرح مقاصد » اين حديث را با آيهء شريفهء :« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »در مفاد با هم دانسته ، ج 2 ، ص 275 ، ط اسلامبول ، سال 1305 ه .
و نيز تفتازانى در « شرح عقائد نسفى » حديث شريف را نقل كرده ، چنانچه در ص 181 ، ط اسلامبول ، سال 1326 ه ، و همچنين در طبع سال 1302 ه ، موجود است ولى در طبع سال 1313