فصل اوّل در اثبات احتياج به وجود امام ( ع ) و واجب بودن بر خدا و رسول ( ص ) به حكم عقل نصب كردن امام ( ع )
بدان كه اثبات اين امور در كمال وضوح است ، زيرا كه جميع ادلّهاى كه دلالت مىكند بر وجوب نصب نبىّ بعينها دلالت مىكند بر وجوب نصب امام ، به اعتبار اينكه رتبهء امامت ، قريب رتبهء نبوّت است ، مگر اينكه نبىّ مؤسّس تكاليف شرعيّه است و ابتداء شرايع و احكام و اوامر و نواهى از جانب الهى مىآورد و امام بايد به نيابت از او آنها را باقى بدارد . پس هر اختيارى كه نبىّ دارد امام هم دارد ، مگر اينكه خليفه و نايب پيغمبر مىباشند .
و از آنجاست كه علماء خاصّه و عامّه گفتهاند كه :
« امامت عبارتست از رياست عامّهء مسلمانان در امور دين و دنياى ايشان ، بر سبيل نيابت و خليفگى پيغمبر ( ص ) . »
پس مىگوئيم كه همچنانكه وجود پيغمبر ( ص ) ضرور است و واجب است عقلا بر خدا - بنابر وجوب لطف « 6 » بر او ، كه او را مبعوث كند تا طريق معرفت الهى
هامش
( 6 ) . قاعدهء « لطف » از باب حكمت لازم است تا قبح و نقض غرض لازم نيايد و لذا از جهت عقلى قاعدهء لطف از حيث « كليّت كبرى » تمام بوده و جاى اشكال نيست ، اگر اشكال باشد از جهت احراز صغريات است و بعد از احراز صغرى قهرا انطباق بر كبراى كلى پيدا مىكند و نبوّت و امامت از اموريست كه از راه عقل و يا سمع يا بوسيلهء هر دو وجوه مصلحتها را در آنها علم داريم و نيز علم