دوّم - آنكه شيعه امامت را از اصول دين مىدانند و اهل سنّت آن را از فروع دين مىدانند .
سوّم - آنكه طايفه شيعه اتّفاق دارند كه بايد امام معصوم باشد و اهل سنّت عصمت را در امام شرط نمىدانند .
چهارم - اينكه شيعه مىگويند امام بايد افضل از رعيّت باشد و اهل سنّت اين را شرط نمىدانند .
پنجم - اينكه شيعه مىگويند امام بايد منصوص از جانب خدا و رسول باشد و بايد خدا و رسول تصريح به امامت بكنند و مادامىكه نصّ از جانب خدا و رسول نباشد ، امامت بىصورتست و اهل سنّت اين را شرط نمىدانند ، امّا مىگويند اگر خدا يا رسول نصّ بر امامت شخصى بكنند ، قبول قول ايشان واجب است .
هامش
بدهند ، در صورتى كه عالم شيعه از آن فرق كه آن مؤلّفين بر آنها نامگذارى كردهاند خبر ندارد . مثل « زراريه » نسبت به « زرارة بن اعين شيبانى » از اكابر محدّثين اماميه ؛ و مثل « هشاميه » نسبت به « هشام بن الحكم » متكلّم عظيم الشأن شيعه ؛ مثل « باقريه » نسبت به امام باقر - سلام اللّه عليه - و ديگر از اين قبيل فرقهها كه نام بردهاند بىاصل و اساس است و خواستهاند فرقه بتراشند و به شيعه نسبت بدهند و بعضى از شيعههاى غافل هم نام آن فرق را از كتابهاى آنها اخذ و در كتب و مؤلّفات خودشان جمع و تأليف و نقل كردهاند ، ولى از آنچه گفته شد غافل شدهاند و هر يك از آن مؤلّفين نبايد تصوّر نمايد كه مصداق حديث شريف كه امّت هفتاد و سه فرقه خواهند شد تا زمان آن مؤلّف بايد عدد نامبرده تكميل شده باشد ، زيرا تحقّق مضمون حديث شريف با مرور زمان و گذشت دوران خواهد بود و تدريجى است و نبايد آن مؤلّفين به جعليات چنگ زده و فرقههاى دروغى ساخته و آنها را هم به شيعه نسبت داده باشند . و لذا تمامى اين كتب كه در تعداد فرق اسلامى نوشته شده و در ملل و نحل پرداختهاند اساسا بىاعتبار و قابل اعتماد نيست و بعضيها مجعول و موضوع بوده و از درجهء اعتبار ساقط است ، مانند « فرق الشيعة » كه به نوبختى نسبت دادهاند يا به « سعد بن عبد اللّه اشعرى » چسباندهاند و در اين باره مقالهء مفصّلى نگارش داده و سابقا در اجزاء مجلّدات مجلّهء « العرفان » منطبعهء صيدا ، نشر دادهام و از مطالعهء كتاب نفيس « اعيان الشيعة » ، مجلد اول هم نبايد غفلت كرد .
و نيز ناگفته نماند اكثر آنچه در كتابهاى نامبرده از « الفرق بين الفرق » و غيره دربارهء عقائد فرق اسلامى نقل كردهاند ، پندارهاى خود مؤلّفين متعصّب آنها مىباشد از كتب و مؤلفات خود آن فرق نقل نكردهاند و مصادر اكثر نقلياتشان معلوم نيست ، بلكه آنچه ارباب آن كتب دلشان خواسته به فرق نسبت داده و معلوم نيست از كجا بدست آورده و به آنها نسبت دادهاند .