كه مدّعى نبوّت و امامت نباشد و امرى خارق عادت از او سربزند ، او را صاحب « كرامت » مىگويند . مثل آمدن مائده از براى حضرت مريم ( ع ) . « 11 » و هرگاه از مدّعى نبوّت خارق عادت سرزند ، امّا مخالف باشد به آنچه از او طلب كردهاند او را « معجزهء كاذبه » مىگويند . همچنانكه به « مسيلمه » كذّاب متنبّى گفتند كه محمّد - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - آب دهن خود را به چاهى انداخت كه آب آن چاه خشك شده بود ، آب آن چاه جارى شد ، اگر تو هم پيغمبرى ، چنين كن . او آب دهن نجس پليد خود را به چاهى افكند كه آب داشت ، بالمرّه آب خشك شد .
هامش
مقام تحدّى بيايد و در اثبات امامت خود معجزه نشان بدهد ، چون امام از جانب خدا بوسيلهء پيغمبر ( ص ) بايد تعيين و منصوب شود زيرا بايد « معصوم » باشد و عصمت را غير از خدا كسى عالم نيست و لذا امام در اثبات مقام امامت احتياج به معجزه ندارد .
آرى ، هرگاه از امام ( ع ) كسى معجزه بخواهد و مصلحت اقتضاء كند بايد معجزه نشان داده و ظاهر نمايد ، براى آنكه امام ( ع ) داراى كمالات و علوم پيغمبر ( ص ) است و فرقى ندارند مگر در منصب نبوّت . و از آنچه گفته شد معلوم گشت كه چرا حضرت صدّيقهء طاهره زهرا - سلام الله عليها - فرمود :
« امام مانند كعبه است ، مردم بايد بروند دور آن بگردند و آن را پيدا كرده و بشناسند . »
چنانچه همين فرمايش را سيد علم الهدى ( ره ) در رسالهء « ناسخ و منسوخ » از پيغمبر اكرم ( ص ) نيز نقل كرده است .
پس اگر كسى امام را پيدا كرد و از وى خارق العاده خواست بايد نشان بدهد و نمىتواند در مقام اثبات امامت خود در آن موقع از معجزه نشان دادن خوددارى كند . و از آنچه گفته شد نيز معلوم گشت : خارق العادهاى كه امام ( ع ) نشان مىدهد به آن نيز « معجزه » گفته مىشود و اينكه بعضى از قاصرها خيال مىكنند كه بايد به آن « كرامت » اطلاق كرد ، بىوجه است .
محقّق ميرزاى قمى ( ره ) در رسالهء « اصول دين » فرموده :
« امام شناخته مىشود به معجزه ، كه هر كه دعوى امامت كند و بر طبق آن معجزه ظاهر كند ، دلالت مىكند بر حقيت او ، چنانچه در نبوّت گذشت . »
و آن رساله خطى بوده و در كتابخانهء ما موجود است .
( 11 ) . چنانچه بر آن « قرآن مجيد » دلالت دارد و همچنين سنّت ثابته به تواتر معنوى دلالت دارد به آمدن مائدهء بهشتى از جانب خداوند به حضرت صدّيقهء طاهره فاطمهء زهرا - سلام الله عليها - و مكرّر به آن حضرت مائدهء بهشتى آمده است .