خطاكار و غير امين باشد ، بر امور خود امين مىكند ، ليكن اين به سبب عدم علم او است به باطن آن شخص و الّا ممتنع است كه چنين كارى بكند . پس جناب علّام الغيوب كه خيبر است به ضماير بندگان و بصير است به سراير ايشان ، محال است كه شخصى را كه معصيت از او سرزند و خود امين نباشد ، امين كند بر ديگران و امور عظيمه كه مذكور شد به او واگذارد .
دليل سوّم - دليلى است كه حكماء ديگر ذكر كردهاند و آن دليل اينست كه قابل رتبهء نبوّت كسى است كه جميع قواى طبيعيّه و حيوانيّه و نفسانيّهء او ، مطيع و منقاد و مقهور عقل او شده باشد و كسى كه جميع قوّتهاى او تابع عقل او شوند ، محال است كه معصيت از او سرزند و صادر شود ، زيرا كه جميع معاصى در نظر عقل قبيح است و هر كه معصيتى از او صادر مىشود تا يكى از قوّتهاى او مثل قوّت غضبى يا قوّت شهوى يا غيرهما ، بر عقل او غالب نشود ، محال است كه مرتكب معصيت شود و اين دليل در كمال قوّت و متانت است .
انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٩٩