قيمت يك تومان بود ، او ارش است كه خريدار از فروشنده مىگيرد « 1 » .
و هرگاه خريدار در آنچه خريده و عيبدار است تصرّفى بكند ، ديگر رد نمىتوان كرد « 2 » ، بلكه بايد ارش بگيرد .
و هر چيزى كه آزمايش او باعث خرابى و فساد او شود ، جايز است خريدوفروش او بدون آزمايش ، مثل خربوزه و هندوانه و تخم مرغ ، زيرا كه اگر اينها آزمايش شوند بايد آنها را شكست و شكستن آنها باعث فساد و خرابى آنها مىشود ، و هرگاه اينها را بدون آزمايش بخرد و بعد از آنكه آزمايش بكند - يعنى آنها را بشكند - عيبدار باشند ، خريدار بايد ارش بگيرد « 3 » . و هرگاه شكستهء او قيمتى نداشته باشد ، مثل تخم مرغ كه آنچه در جوف اوست خون شده باشد ، در اين صورت خريدار همهء قيمتى كه داده است به فروشنده ، پس مىگيرد و ارش نمىگيرد ؛ زيرا كه در عوض شكسته در اين صورت قيمتى نيست كه ارش بگيرد .
مسألهء هفتم : هرگاه خريدار جنسى را پيش از وقت خريدن ديده باشد ، صحيح است كه به همان ديدن اكتفا كند و آن جنس را بخرد
« 4 » و اگر چه در وقت خريد او را نبيند . بلى ، اگر از وقت ديدن تا وقت خريدن اين قدر زمان گذشته باشد كه يقين شود كه آن جنس در آن زمان تغيير به هم رسانيده است ، صحيح نيست كه به همان ديدن اوّل اكتفا كند ، بلكه بايد در وقت خريدن مشاهدهء او را بكند .
و اگر مشاهده ممكن نباشد « 5 » ، اوصاف را فروشنده ذكر مىكند و آن جنس را به اوصاف مىفروشد .
مثلا هرگاه عمرو خواهد كرّه اسبى را از زيد بخرد و عمرو آن كرّه اسب را يك سال پيش از وقت خريدن ديده بود و يقين است كه اين كرّه اسب در عرض يك سال
هامش
( 1 ) . طباطبايى ، حائرى : اگر ثمن چهار تومان باشد و الّا در فرض مذكور ربع ثمن را پس مىگيرد ، هر قدر باشد .
( 2 ) . حائرى : با تغيّر عين عرفا .
( 3 ) . صدر ، حائرى : يعنى مىتواند ارش بگيرد .
( 4 ) . حائرى : با اطمينان به عدم تغيّر .
( 5 ) . طباطبايى ، حائرى : با امكان مشاهده نيز جايز است اكتفا به اوصاف اگر وثوق حاصل شود .