و آزمايش او به آن نحو است كه ريسمانى را به سوزنى بكشند و آن سوزن و ريسمان را در آن نافه داخل كنند و از طرف ديگر بيرون كشند و بعد از آن ، آن ريسمان را بو كنند و ببينند كه آن مشك خوب است يا نه .
و هرگاه آزمايش نكرده بفروشند « 1 » و بعد از آنكه از نافه بيرون آورند عيبدار باشد ، مثل ساير اجناسى است كه فروخته شوند و بعد از آن معلوم شود كه عيبدار است ، و حكم او بعد از اين - ان شاء اللّه تعالى - مذكور خواهد شد « 2 » .
و هر چيزى كه غرض از او بو يا طعم باشد ، آزمايش او آن است كه بو كنند يا بچشند ، و هرگاه آزمايش نكرده بخرند و بعد از آن معلوم شود كه بدبو يا بد طعم است ، خريدار مىتواند آن را رد كند و مىتواند او را نگاه دارد و « ارش » بگيرد .
و مراد به ارش تفاوتى است كه ميانهء قيمت آن جنس است در حالتى كه بىعيب باشد و در حالتى كه عيبدار باشد ؛ يعنى آن جنس را هرگاه بىعيب باشد مىبينند چند قيمت اوست و با وجود اين عيبى كه حال ظاهر شده است در او ، مىبينند چند قيمت اوست و مىبينند كه تفاوت ما بين اين دو قيمت چند است ، آنچه باشد او ارش است و به همان قدر « 3 » خريدار از فروشنده مىگيرد .
مثلا هرگاه زيد بيست من روغن به عمرو بفروشد و عمرو آن روغن را آزمايش نكرده بگيرد و بعد از آنكه او را آزمايش كند عيبدار باشد ، مثلا بدبو باشد ، در اين صورت خريدار مىتواند آن روغن را رد كند و مىتواند ارش بگيرد ؛ يعنى مىبينند قيمت آن بيست من روغن چند است هرگاه بىعيب باشد و بدبو نباشد ، مثلا قيمت كردند چهار تومان بود و بعد از آن مىبينند قيمت او چند است با وجود بد بودن - مثلا - ، در اين صورت او را قيمت كردند سه تومان بود ، پس تفاوت ميان اين دو
هامش
( 1 ) . طباطبايى : يعنى در جايى كه بدون آزمايش صحيح باشد ، مثل اينكه متعارفى داشته باشد و بناء عليه بخرد ، يا اعتماد بر اصل صحّت كند و همچنين در فرض بعد .
( 2 ) . ر . ك : ص 138 ، خيار عيب .
( 3 ) . طباطبايى ، حائرى : يعنى به همان نسبت از ثمن . ( الف : - « ثمن » )