كند ، خريدار ضامن است كه او را بعينه به فروشنده رد كند و اگر در پيش خريدار تلف شود و « مثلى » باشد ، مثل گندم و جو و غيره ، بايد مثل او را به فروشنده رد كند ، و هرگاه مثل آن در آن وقت يافت نشود ، بايد قيمت او را بدهد « 1 » . و هرگاه قيمت در عرض مدّتى كه آن جنس را گرفته است تا روز دادن آن قيمت به فروشنده مختلف بوده است ، بايد قيمت آن روزى را بدهد كه مثل آن جنس در آن روز ناياب شده است « 2 » .
و هرگاه آن جنسى كه در پيش خريدار تلف شده مثلى نباشد ، بلكه « قيمى » باشد - و معناى قيمى مذكور شد سابقا « 3 » - ، مثل چاروا يا بعضى از اقمشه ، بايد خريدار بالاتر قيمتى بدهد كه از براى آن جنس به هم رسيده باشد از روزى كه آن جنس را گرفته است تا روزى كه تلف شده است . و اين در صورتى است كه تفاوت قيمت به سبب تفاوت آن جنس باشد ، مثل اينكه آن جنس حيوان باشد و بعض اوقات فربه بود و بعضى اوقات لاغر ، امّا هرگاه تفاوت به سبب بازار باشد ، بالاترين قيمتها را نبايد بدهد ، بلكه قيمت روز تلف را مىدهد .
و بعضى از علماء بر آنند كه مطلقا قيمت روز تلف را مىدهد و اگر منافعى هم در مدّت مذكوره از آن جنس به هم رسيده باشد ، يا آن جنس جنسى باشد كه اجرت داشته باشد ، مثل خانه و حيوانات ، بايد خريدار همه را به فروشنده بدهد .
و اگر آن جنس در پيش خريدار نقصى يا عيبى به هم رساند ، بايد ارش او را هم به فروشنده بدهد ، و معناى ارش « 4 » مذكور شد « 5 » .
و اگر خريدار در آن جنس عملى كرده باشد كه قيمت او زياد شده باشد ، مثلا اينكه كرباس را رنگ كرده باشد ، يا غلام را صنعتى تعليم كرده باشد ، بايد قيمت آن
هامش
( 1 ) . طباطبايى ، حائرى : اگر فروشنده صبر نكند تا يافت شود .
( 2 ) . طباطبايى : بلكه قيمت يوم الاداء بايد بدهد و همچنين در فرض بعد .
حائرى : اقوى در اين ، قيمت يوم الاداء است به خلاف فرض بعد ، كه اقوى در آن قيمت يوم التلف است .
( 3 ) . ر . ك : ص 76 ، ذيل مسألهء هشتم .
( 4 ) . طباطبايى ، حائرى : و معناى ارش در اينجا تفاوت قيمت بين صحيح و معيب است در يوم عروض عيب ( ع م ظ ) .
( 5 ) . ر . ك : ص 96 ، ذيل مسألهء ششم .