تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس التجار ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
« شريت » ؛ يعنى : فروختم يا تو را مالك گردانيدم ، كه اين صيغه‌ها به معنى ماضىاند « 1 » ، كه زمان گذشته باشد . پس اگر به لفظ امر بگويد ، مثل اينكه فروشنده بگويد به خريدار : « اشتر » يا « ابتع » ؛ يعنى : بخر ، يا به لفظ مستقبل بگويند ، مثل اينكه فروشنده به خريدار بگويد : « ابيعك » يا « املّكك » ؛ يعنى : مىفروشم ، كه معناى مستقبل است كه زمان آينده باشد ، صحيح نخواهد بود ؛ خواه خريدار در جواب باز « 2 » به لفظ مستقبل بگويد ، مثل اينكه بگويد : « اشترى » و « اقبل » ؛ يعنى : مىخرم يا قبول مىكنم ، يا به لفظ ماضى بگويد ، مثل اينكه بگويد : « اشتريت و قبلت » ؛ يعنى : خريدم و قبول كردم . و همچنين اگر صيغه را فارسى بگويند - در صورتى كه عربى ندانند - بايد فروشنده بگويد : « فروختم به تو اين مال را » ، يا « تو را مالك اين مال گردانيدم » و خريدار بايد بگويد : « خريدم » يا « قبول كردم » . پس اگر فروشنده بگويد به خريدار كه : « اين مال را بخر تو » ، يا « اين مال را به تو مىفروشم » ، صحيح نخواهد بود ؛ خواه خريدار بگويد : « خريدم » يا « مىخرم » يا « قبول كردم » يا « [ قبول ] مىكنم » ، بلكه اگر چنين گفت و گويى با هم بكنند ، بايد بعد از آن به لفظ ماضى على حده صيغه را جارى كنند ؛ يعنى فروشنده بگويد : « فروختم » يا « تو را مالك اين مال گردانيدم » و خريدار بگويد : « قبول كردم » يا « خريدم » . و همچنين بايد خريدار هم به لفظ ماضى بگويد و اگر خريدار به لفظ ماضى نگويد ، بلكه به لفظ امر يا مستقبل بگويد ، صحيح نخواهد بود ، و اگر چه فروشنده به لفظ ماضى بگويد . مثل اينكه فروشنده بگويد : « فروختم » يا « تو را مالك گردانيدم » و خريدار در جواب بگويد : « به فروش » ، يا « مالك گردان مرا » ، يا « مىفروشى » ، يا « مىخرم » ، صحيح نخواهد بود ، بلكه بايد بگويد : « خريدم » يا « مالك شدم » « 3 » .

مسألهء چهارم : [ تقدّم و تأخر صيغهء ايجاب و قبول ]

صيغه‌اى كه فروشنده مىگويد آن را « ايجاب » مىگويند و صيغه‌اى
هامش
( 1 ) . طباطبايى ، حائرى : اقوى عدم اشتراط ماضويّت است . ( 2 ) . ب : - « در جواب باز » . ( 3 ) . صدر ، حائرى : در تمام صور مذكوره اگر قصد انشاء بيع نموده ، صحيح است ، چنانچه گذشت .