فصل ششم در عقد خريدوفروش و كيفيّت جارى نمودن صيغه
و شروطى كه بايد در صيغهء خريد به عمل آيد و در بعضى ديگر از متعلّقات و اين فصل مشتمل است بر هشت مسأله .
مسألهء اولى : [ مفهوم عقد خريدوفروش ]
عقد خريدوفروش عبارت است از لفظى كه دلالت كند بر انتقال مالى معيّن از مالك معيّن به مالك ديگر ، به عوض قيمت معيّن ، با تراضى طرفين .
پس كافى نيست در ثابت شدن خريدوفروش مجرّد تقابض « 1 » ؛ يعنى گرفتن خريدار مالى را كه مىخرد و دادن قيمت او به فروشنده ، بلكه بايد لفظى گفته شود كه دلالت بر رضاى طرفين بكند ، كه اگر لفظى گفته نشود ، خريدوفروش به عمل نيامده خواهد بود ، و اگر چه علامات و نشانها باشد كه طرفين راضى هستند به اين دادوستد .
و در اين حرفى نيست ، بلكه در اين موضع دو گفتوگو است كه بايد اشاره به آنها بشود :
اول : اينكه آيا بايد صيغهء خريدوفروش عربى باشد ،
به اين نحو كه فروشنده بايد
هامش
( 1 ) . طباطبايى ، حائرى : اقوى كفايت آن است و اين را بيع معاطات مىگويند . بلى ، قبل از تلف يا تصرّف لازم نيست ، چنانچه مىآيد .