و اگر صيغهء عربى ندانند و فارسى بگويند ، فروشنده بايد بگويد : « اين مال را به تو فروختم به فلان مبلغ » يا « تو را مالك اين مال گردانيدم به فلان مبلغ » ، و خريدار بگويد : « قبول كردم » يا « راضى شدم » .
پس هرگاه عربى بگويند ، امّا صيغههاى مخصوصه نگويند ، مثل اينكه فروشنده به خريدار بگويد : « هذا لك » ؛ يعنى : اين مال از تو ، كافى نخواهد بود . و همچنين اگر فارسى بگويد : « فروختم » و « مالك گردانيدم » نگويد ، بلكه بگويد - مثلا - : « خير ببينى » ، يا « اين متاع از تو » و هرچه از اين قبيل باشد ، كافى نخواهد بود « 1 » . و اللّه يعلم .
و مخفى نماناد كه علماء در صيغه گفتن ، قصد انشاء را شرط مىدانند . و انشاء آن است كه فروشنده از لفظ « فروختم » - مثلا - قصد كند كه من ايجاد مىكنم و واقع مىآورم فروختن را . و توضيح اين كلام آن است كه معناى « فروختم » آن است كه پيش از اين ، فروختن از من صادر شد و حال اينكه در وقتى كه فروشنده اين كلام را مىگويد ، پيش از آن فروختى از او صادر نشده است ، بلكه حال مىخواهد بفروشد ، پس بايد از لفظ « فروختم » اراده كند كه من حال ايجاد مىكنم فروختن را و واقع مىآورم او را ، تا صحيح باشد .
و همچنين است حكم ، اگر صيغه را عربى بگويد . و همچنين است حكم ، در ساير عقود ، مثل نكاح و اجاره و رهن و غيرها .
مسألهء دوم : [ كيفيّت خريدوفروش كسى كه گنگ يا لال باشد ]
كسى كه گنگ يا لال باشد و نتواند حرف بزند ، صحيح است در خريدوفروش او اشاره كردن ، امّا بايد اشارهاى باشد كه فهميده شود از او خريدوفروش و راضى بودن او به آن خريدوفروش . و همچنين صحيح است از او نوشتن ، به شرطى كه راضى بودن به آن خريدوفروش ، از نوشتهء او معلوم شود « 2 » .
مسألهء سيم : [ صيغهء خريدوفروش بايد ماضى باشد ]
اگر صيغه را عربى بگويد ، بايد بگويد : « بعت » يا « ملّكت » يا
هامش
( 1 ) . صدر ، حائرى : اگر قصد انشاء بيع به آنها نموده ، كافى خواهد بود .
( 2 ) . صدر ، حائرى : يعنى قصد انشاء معامله معلوم شود .