فصل هفتم در اختلافات و منازعاتى كه در ميان وكيل و موكّل واقع مىشود
و در اين فصل سيزده مسأله است .
مسألهء اولى : هرگاه ميان وكيل و موكّل در اصل وكالت اختلاف شود ،
يعنى يك كدام ادّعاى وكالت بكنند و ديگرى انكار كند و شاهدى در ميان نباشد ، در اين صورت قول منكر را قبول مىكنند با قسم .
مسألهء دوم : هرگاه وكيل ادعا كند كه فلان قدر از مال تلف شده است و موكّل قبول نداشته باشد و شاهدى در ميان نباشد ،
قول وكيل را قبول مىكنند با قسم .
مسألهء سيم : هرگاه موكّل ادعا كند بر وكيل كه تو تقصير كردهاى ، يا خيانت كردهاى و وكيل منكر باشد و شاهدى در ميان نباشد ،
قول وكيل را قبول مىكنند با قسم .
مسألهء چهارم : هرگاه وكيل ادّعا كند كه فلان قدر مال به موكّل دادم و موكّل انكار كند ،
قول موكّل را قبول مىكنند با قسم .
و همچنين اگر يتيم بالغ شود و ولىّ او - كه پدر يا جدّ يا حاكم شرع يا امين حاكم شرع يا وصى باشد - ادّعا كند به يتيم كه مال را تسليم تو كرديم و او انكار كند و