انسان در او افتد ، يا موش مرده در او افتد ، يا فضلهء موش در او افتد « 1 » ، يا غير اينها از نجاسات داخل او شود .
امّا هرگاه روغنى باشد كه بالذات نجس باشد ، مثل روغنى كه از دنبهء حيوان مرده به عمل آمده باشد ، يا از پيهء او يا از چربى او به عمل آمده باشد ، جايز نيست سوزانيدن او مطلقا و خريدوفروش او اصلا جايز نيست « 2 » .
و چيزى كه نجس شده باشد و مايع نباشد و توان تطهير او را نمود ، مثل جامهاى كه نجس باشد ، يا گندم يا جو يا ساير ميوهها كه نجس شده باشند و توان نجاست از آنها ازاله نمود ، جايز است خريدوفروش آنها .
و اگر چيزى باشد كه مايع نباشد و نجس شده باشد و ممكن نباشد كه نجاست را از او رفع نمود ، جايز نيست خريدوفروش آن ، مثل كاغذى كه نجس شده باشد .
و خلاصهء كلام در اين مقام آن است كه چيزى كه نجس شده باشد به ملاقات كردن نجاستى ، بر دو قسم است :
اول : آنكه توان اين نجاست را از او رفع نمود .
دويم : نتوان از او رفع نمود .
و قسم اول ، خريد و فروخت او جايز است « 3 » و قسم دويم جايز نيست .
و چون مايعاتى كه نجاست داخل آنها شده باشد - يعنى چيزهايى كه روان باشد و نجاستى در آنها بيفتد - ديگر تطهير آنها نمىتوان نمود و نجاست از ايشان رفع نمود ، به اين سبب علماء حكم كردهاند كه خريدوفروش آنها صورت شرع ندارد . و از اين جهت است كه علّامه رحمه اللّه حكم فرموده است كه آب نجس را مىتوان خريد و فروخت نمود ، به اعتبار اينكه مىتوان او را تطهير نمود « 4 » ؛ زيرا كه هرگاه يك كر آب پاك با او
هامش
( 1 ) . ب : - « يا فضلهء موش در او افتد » .
( 2 ) . طباطبايى ، حائرى : عدم جواز انتفاع به اعيان نجسه معلوم نيست ، بلكه اقوى جواز است در آنچه مشروط به طهارت نيست ، اگر چه نجسى باشد كه بيع آن را جايز ندانيم .
( 3 ) . صدر ، حائرى : ولى مشترى را اعلام نمايند .
( 4 ) . منتهى المطلب 2 : 1010 .