خداى باشد ، امّا هرگاه به سبب غرضى از اغراض دنيويّه باشد ، معلوم نيست ثوابى داشته باشد .
و آنچه ذكر كرديم بعضى از احاديث بود كه دلالت مىكرد بر ثواب قرض دادن .
امّا احاديثى كه دلالت مىكند بر كراهت و ناخوشى دين داشتن :
روايت است از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كه آن حضرت فرمودند كه : « قرض باعث اندوه است در شب و باعث ذلت و خوارى است در روز » « 1 » .
و باز مروى است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمودند كه : « هر گناهى كشته شدن در راه خدا باعث كفّارهء او مىشود به غير از دين ، كه هيچ چيز باعث كفارهء او نمىشود مگر اينكه اداء شود ، يا آنكه آن كسى كه آن دين را مىخواهد عفو كند » « 2 » .
و باز مروى است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : « أعوذ باللّه من الدّين » « 3 » ؛ يعنى پناه مىبرم به خدا از دين .
و از اين جهت علماء گفتهاند كه قرض بر ذمّهء خود قرار دادن مكروه است ، خواه بر سبيل قرض كردن باشد ، يا سلف فروختن باشد ، يا نسيه كردن باشد .
امّا كراهت در صورتى است كه كسى بدون ضرورت و احتياج قرض بكند ، امّا هرگاه احتياج داشته باشد و لا بدّ باشد ، اين كراهتى و مانعى ندارد ، همچنان كه مروى است كه : « وقتى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رحلت فرمودند ، بر ذمّهء آن حضرت دين بود . و همچنين حضرت امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام كه از دنيا رحلت فرمودند قرض داشتند » « 4 » .
هامش
( 1 ) . الفقيه 3 : 111 / 4 ؛ وسائل الشيعة 18 : 316 / 4 .
( 2 ) . تهذيب الاحكام 6 : 184 / 5 ؛ وسائل الشيعة 18 : 324 / 1 .
( 3 ) . علل الشرائع : 527 / 3 ؛ وسائل الشيعة 18 : 317 / 6 .
( 4 ) . تهذيب الاحكام 6 : 183 / 3 ؛ وسائل الشيعة 18 : 319 / 1 .