دادن بيست مقابل آن چيزى است كه به قرض داده شده است .
و مطلب اين است كه كسى كه يك درهم تصدّق كند ، خداى تعالى ثواب ده درهم به او مىدهد . و كسى كه يك درهم به قرض بدهد ، خداى تعالى ثواب بيست درهم به او مىدهد .
و باز مروى است از جناب مستطاب نبوى صلّى اللّه عليه و آله كه فرمودند كه : « در شبى كه مرا به معراج بردند ، ديدم كه بر در بهشت نوشته بودند كه ثواب صدقه دادن ده مقابل است و ثواب قرض دادن هيجده است » « 1 » ؛ يعنى : كسى كه يك درهم به قرض بدهد خداى تعالى ثواب هيجده درهم به او مىدهد .
و مخفى نماند كه اگر كسى توهّم كند كه اين حديث اختلاف با حديث سابق دارد ، به اعتبار اينكه حديث سابق دلالت مىكرد كه ثواب قرض دادن دو مقابل ثواب صدقه است ، پس بايد ثواب قرض دادن بيست باشد و ثواب صدقه دادن ده باشد - همچنان كه در تفسير حديث سابق مذكور شد - و اين حديث - يعنى حديث معراج - دلالت مىكند كه ثواب صدقه ده است و ثواب قرض هيجده است ، پس ميان حديث سابق و اين حديث تفاوت و اختلاف حاصل شد .
در جواب او مىگوييم كه : اختلاف در ميان دو حديث نيست ، به سبب اينكه حديث اول دلالت مىكند كه ثواب قرض دادن دو مقابل صدقه دادن است و چونكه در صدقه هر كس هر چه مىدهد پس نمىگيرد ، پس هرگاه كسى « 2 » يك درهم تصدّق كند ، ثواب نه درهم بر سبيل تفضّل از جانب خداى تعالى دارد ، و ثواب يك درهم نيز به اعتبار اينكه پس نمىگيرد دارد ، پس ثواب يك درهم تصدّق ده برابر است . امّا در قرض چونكه ثواب تفضّل يك درهم قرض دو مقابل ثواب تفضّل يك درهم صدقه است و مذكور شد كه يك درهم صدقه ، ثواب تفضّلى از جانب خداى تعالى نه مقابل است ، پس ثواب يك درهم قرض دو برابر است كه در مقابل ثواب تفضّلى صدقه است . و چونكه يك درهم را در قرض پس مىگيرد ، ديگر در مقابل او ثواب نيست .
هامش
( 1 ) . همان 13 : 395 / 3 .
( 2 ) . ب : - « كسى » .