تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس التجار ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
و مخفى نيست كه در اينجا ربا لازم مىآيد ؛ زيرا كه يك درهم مساوى يك درهم است و مذكور شد كه شكسته و درست بايد مساوى هم باشند تا ربا لازم نيايد و ساختن انگشتر زيادتى است كه در يك طرف است . و فرقى نيست در لازم بودن ربا كه در يك طرف زيادتى حقيقى باشد ، مثل اينكه يك درهم نقره را بفروشد به يك درهم و نيم نقره ، يا اينكه در يك طرف زيادتى حكمى باشد ، مثل اينكه يك درهم نقره را بفروشد به يك درهم نقرهء ديگر ، به زيادتى ساختن يك انگشتر ، يا دوختن يك جامه ، يا غير اينها ، كه همهء اين زيادتىها حكمى هستند و هرگاه در يك طرف باشند ربا لازم مىآيد ، و اگر چه نقره‌ها يا طلاها مساوى يكديگر باشند . و از اين جهت اكثر علماء به ظاهر اين حديث عمل نكرده‌اند و او را « 1 » تأويل كرده‌اند . و اللّه يعلم .

مسألهء هفدهم : [ فروختن بيست مثقال نقرهء خالص به مغشوش ، به شرطى كه خريدار عملى براى او بكند ]

جايز است كه زيد - مثلا - بيست مثقال نقرهء خوب « 2 » خالص به عمرو بفروشد به بيست مثقال نقرهء غير خالص ، كه غير از نقره چيزى ديگر هم داخل او كرده باشند ، به شرطى كه عمرو از براى او عملى بكند ، مثل اينكه از براى او يك آينه بسازد ، يا يك جامه از براى او خياطى كند ، يا يك انگشتر از براى او بسازد ، و اين ضرر ندارد ، به اعتبار اينكه آنچه از نقرهء خالص كه در بيست مثقال نقرهء خالص است كه عمرو داده است ، در مقابل آن قدر از نقرهء خالص زيد خواهد بود و تتمّهء نقرهء خالص زيد قدرى در مقابل آن جنسى مىافتد كه داخل نقرهء عمرو است و قدرى در مقابل عملى مىافتد كه عمرو از براى زيد كرده است .

مسألهء هيجدهم : آيا جايز است كه زيد - مثلا - انگشترى بدهد به عمرو كه از براى او بسازد و شرط كنند كه زيد بيست مثقال نقره از عمرو بگيرد و بيست مثقال نقرهء بهتر به او بدهد

هامش
( 1 ) . طباطبايى ، حائرى : ظاهر حديث عكس ما فى المتن است و آن اين است كه امر كند به ساختن انگشترى ، يا او را اجير كند از براى آن و شرط كند تبديل كردن درهمى به درهمى كه بهتر باشد و اين مانعى ندارد . و متن الحديث : روى ابو الصّباح الكنانى عن الصادق عليه السّلام قال : سألته عن الرجل يقول للصّائغ صغ لي هذا الخاتم و أبدل لك درهما طازجا بدرهم غلّة ، قال : « لا بأس » . معلوم هم نيست كه درهم غله مكسور باشد ، بلكه محتمل است ردىّ باشد و محتمل است مغشوش باشد و كيف كان ، مضمون حديث مانعى ندارد بدون حاجت به تأويل . [ ن . ك : وسائل الشيعة 18 : 196 ] . ( 2 ) . ب : - « خوب » .
أنيس التجار ( فارسى ) — صفحة 198 | ملا محمد مهدي النراقي