تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس التجار ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
صورت سيم : اينكه بر سبيل تساوى باشد ، امّا نسيه باشد . مثل اينكه كسى يك من ابريشم بفروشد به يك من ابريشم ديگر كه بعد از مدّت معيّنى بگيرد ، يا بيست خروار گندم بفروشد به بيست خروار گندم ديگر كه بعد از مدّت معيّنى بگيرد . و اين صورت هم باطل است بدون شك و شبهه . صورت چهارم : اينكه بر سبيل تساوى نباشند و مع ذلك نسيه هم باشد . و اين صورت هم باطل است جزما . پس معلوم شد كه در فروختن جنسى كه ربا در او جارى است - يعنى جنس « 1 » مكيل يا موزون به همان جنس بعينه - چهار صورت است كه يك صورت او صحيح است و سه صورت او باطل است .

مسألهء دهم : هرگاه جنسى كه مكيل يا موزون باشد ، فروخته نشود به همان بعينه ،

بلكه فروخته شود به جنسى ديگر كه باز مكيل و موزون باشد ، مثل اينكه فروخته شود گندم به برنج ، يا ابريشم به قرمز ، يا نيل به طلا و نقره ، در او چند صورت به هم رسد كه آن همهء صورت‌ها صحيح است . بلى ، يك صورت او مكروه است . صورت اولى : اينكه بر سبيل تساوى باشد و نسيه هم نباشد ، بلكه نقد باشد . مثل فروختن يك من ابريشم به يك من نيل ، يا بيست خروار جو به بيست خروار خربوزه ، يا يك من آهن به يك من مس . صورت دوم : اينكه نسيه نباشد و بر سبيل تساوى هم نباشد ، بلكه در يك كدام زيادتى باشد . مثل فروختن يك من ابريشم به دو من هل ، يا بيست من روغن به دويست من گندم ، يا سى من شكر به بيست من فلفل . صورت سيم : اينكه بر سبيل تساوى باشد و نسيه هم باشد . مثل فروختن يك من نيل به يك من قرمز كه بعد از مدّت معيّنى گرفته شود . صورت چهارم : اينكه نسيه باشد ، امّا بر سبيل تساوى نباشد . مثل فروختن يك من ابريشم به پنجاه من روغن كه بعد از مدّت معيّنى گرفته شود .
هامش
( 1 ) . الف : « جنسى » .
أنيس التجار ( فارسى ) — صفحة 175 | ملا محمد مهدي النراقي