و هر حيوان وحشى هرگاه با همان حيوان اهلى باشد - يعنى در ميان مردم باشد - مختلف است ؛ يعنى دو جنساند و ربا در فروختن گوشت يكى از آنها به ديگرى جارى نمىشود . مثل گاو كوهى با گاو اهلى كه در نزد مردم است ، مختلف است ؛ يعنى مىتوان گوشت گاو اهلى را فروخت به گوشت گاو كوهى با زيادتى يكى از آنها ، و همچنين است حكم در گوشت آهو و گوشت گوسفند ، و در گوشت خرگور و گوشت خر .
و حكم شير هم بعينه مثل حكم در گوشت است .
مسألهء ششم : پيه و گوشت دو جنساند ،
پس جايز است كه فروخته شود يك كدام از آنها به ديگرى ، با زيادتى در يكى از آنها ، امّا پيه و دنبه ظاهر اين است كه يك جنس باشند « 1 » .
مسألهء هفتم : جايز است فروختن روغن كنجد به روغن گردو و يا به روغن بادام ، با زيادتى .
و همچنين جايز است فروختن روغن بنفسج به روغن نيلوفر و گل ، با زيادتى . و جايز است فروختن هر يك از اين روغنها به روغنى كه از شير به عمل مىآيد .
و بالجمله ، هر دو جنسى كه مختلف باشند و هر يك اسم على حده داشته باشند ، مثل شير و بادام و گردو و كنجد و بزرك « 2 » ، روغن هر يك از اينها هم با روغن ديگرى اختلاف دارد و دو جنساند ، پس فروختن روغن يكى از آنها به روغن ديگرى ، با وجود زيادتى ، جايز است و ربائى لازم نيست .
امّا فروختن روغن يكى از آنها به همان روغن جايز نيست ، با زيادتى . مثل فروختن روغنى كه از شير گوسفند به عمل آمده باشد به روغنى ديگر كه باز از شير گوسفند به عمل آمده باشد ، با زيادتى ، و فروختن روغن كنجد به روغن كنجد ديگر ، با زيادتى ، و همچنين است در ساير روغنها .
هامش
( 1 ) . طباطبايى : محلّ اشكال است .
( 2 ) . بزرك ( برزك ) : دانه گياه كتان كه از آن روغن گيرند ( فرهنگ فارسى معين 1 : 521 ) .