و اين صورت مكروه است . و كراهت در وقتى است كه يكى از آن دو جنس پول نباشد ، امّا هرگاه يكى از آن دو جنس پول باشد ، ديگر كراهتى هم ندارد ؛ زيرا كه اگر كسى جنسى بفروشد كه پول او را بعد از مدّت معيّنى بگيرد ، اين خريدوفروش نسيه خواهد بود و اگر پول را حال بدهد كه جنس را بعد از مدّت معيّنى بگيرد ، اين سلف خواهد بود . و نسيه و سلف هر دو صحيحاند بدون كراهت ، بلكه كراهت در صورتى خواهد بود كه كسى جنسى را حال بفروشد به جنسى ديگر با زيادتى كه بعد از اين بگيرد و هيچ يك از آن دو جنس پول نباشد .
مسألهء يازدهم : جايز است فروختن جنسى كه مكيل يا موزون باشد - يعنى ربوى باشد - به جنسى ديگر كه مكيل يا موزون نباشد ،
مثل فروختن ابريشم به اسب و سلاح و ثمور و غيرها ؛ خواه نسيه باشد يا غير نسيه و خواه در يك كدام زيادتى باشد يا نه . و بالجمله ، فروختن مكيل و موزون به غير مكيل و موزون ، به هر نحو باشد صحيح است .
مسألهء دوازدهم : جايز است فروختن جنسى كه مكيل و موزون نباشد به جنسى ديگر كه باز مكيل و موزون نباشد ، به همهء صورتها ؛
يعنى خواه نقد باشد و خواه نسيه . مثل اينكه كتابى را بفروشد به شمشير موصوفى ، كه بعد از مدّت معيّنى بگيرد ، يا اسبى را بفروشد به قاطر موصوفى ، كه بعد از مدّت معيّنى بگيرد ، يا جامه به جامهء ديگر ؛ خواه بر سبيل تساوى باشد يا در يك كدام از آنها زيادتى باشد در عدد ، مثل اينكه يك جامه را به دو جامه بفروشد ، يا يك حيوان را به دو حيوان بفروشد ؛ خواه بر سبيل نقد باشد يا نسيه ، كه جميع اين صورتها صحيح است .
مسألهء سيزدهم : هرگاه كسى جنسى كه در او ربا باشد ، يعنى مكيل يا موزون باشد ، به همان جنس بفروشد ،
ضرور نيست كه پيش از آنكه خريدار و فروشنده از موضع خريدوفروش برخيزند و از يكديگر جدا شوند ، مبيع و قيمت را بگيرند ؛ يعنى فروشنده پيش از جدا شدن قيمت را بگيرد و خريدار مبيع را ، بلكه اگر در آن مجلس هم مبيع و قيمت گرفته نشود صحيح است و بعد از آن بايد گرفته شود . بلى ،