تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس التجار ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
فروختن گوشت برّه به گوشت ميش يا برّهء ديگر ، يا به گوشت بز و بزغاله با زيادتى . و همچنين جايز نيست فروختن گوشت گاو به گوشت گاوى ديگر ، يا به گوشت گاو ميش با زيادتى . و همچنين است هر حيوانى ؛ يعنى هر دو حيوانى كه در اسم شريك باشند ، جايز نيست فروختن گوشت يكى از آنها به گوشت ديگرى با زيادتى ، امّا فروختن گوشت حيوانى به گوشت حيوانى ديگر كه مختلف با او باشد در اسم ، جايز است فروختن با زيادتى ، مثل فروختن گوشت گوسفند به گوشت گاو با زيادتى و گوشت گوسفند به گوشت مرغ با زيادتى در يكى از آنها . و دو مرغ كه در اسم با هم شريك باشند ، جايز نيست فروختن گوشت يكى از آنها به گوشت ديگرى با زيادتى « 1 » ، مثل فروختن گوشت كبوتر به كبوتر ديگر يا گوشت كبك به گوشت كبكى ديگر ، و همچنين . . . امّا هرگاه دو مرغى باشند كه مختلف باشند و در اسم شريك نباشند ، جايز است فروختن گوشت يكى از آنها به ديگرى با زيادتى ، مثل فروختن گوشت « 2 » كبوتر به گوشت كبك و فروختن گوشت خروس به گوشت غاز . و فروختن گوشت حيوانات وحشى هم به اين نحو است ؛ يعنى هر يك كه در اسم شريك‌اند جايز نيست فروختن گوشت يكى از آنها به ديگرى با زيادتى ، مثل فروختن گوشت آهو به گوشت آهويى ديگر و گاو كوهى و خرگور « 3 » ، همه به اين نحو است . امّا هرگاه « 4 » با يكديگر مختلف باشند و در اسم شريك نباشند ، جايز است فروختن گوشت يكى از آنها به ديگرى با زيادتى ، مثل فروختن گوشت آهو به گوشت خرگور و غيره .
هامش
( 1 ) . طباطبايى ، حائرى : در جايى كه موزون باشند . ( 2 ) . ب : - « گوشت » . ( 3 ) . مقصود همان « گورخر » است . ( 4 ) . حائرى : در بعضى از فروع مذكوره در متن ، مثل شير گاو و گوسفند ، و مثل آن چيزهايى كه عرفا تحت نوع واحد محسوبند ، تأمّل است ، احتياط ترك نشود .