فائده نخواهد داشت ، و اگر بتواند مبيع را بگيرد ، مبيع را قيمت مىكند و به عوض قيمتى كه مىخواهد برمىدارد و زياده و نقصان را محسوب مىدارد .
مسألهء هشتم : هرگاه مبيع در پيش فروشنده تلف شود در عرض مدّت سه روز يا بعد از سه روز ،
از كيسهء فروشنده مىرود و دخلى به خريدار ندارد . و هرگاه خريدار مبيع را بگيرد و در پيش او تلف شود ، از كيسهء خريدار مىرود ؛ خواه در عرض مدّت سه روز تلف شود ، يا بعد از او .
مسألهء نهم : هرگاه كسى چيزى بخرد كه در يك روز ضايع و نابود شود ،
مثل بعضى از ميوهها و سبزىها و مثل گوشت در بعضى از ولايات در بعضى اوقات ، و خريدار آنها را نگيرد ، بلكه برود كه قيمت آنها را بياورد و آنها را بگيرد ، پس در آن روزى كه خريده است اگر پيش از آنكه شام شود قيمت را بياورد ، بايد « 1 » فروشنده قيمت را بگيرد و آنها را به او بدهد ، و اگر شب داخل شود و خريدار قيمت را نياورد ، فروشنده اختيار دارد كه آن خريدوفروش را فسخ كند .
خيار ششم : خيار رؤيت است
و خيار رؤيت آن است كه هرگاه كسى جنسى معيّنى را نديده باشد و او را به وصف بخرد ، هرگاه بعد از آنكه او را بگيرد و ببيند موافق آن وصف نباشد كه فروشنده كرده بود ، در اين صورت خريدار اختيار دارد كه آن خريدوفروش را فسخ كند . مثلا هرگاه پارچهء معيّنى داشته باشد و او را به ديگرى بفروشد كه خريدار آن پارچه را نديده باشد و در وقت فروختن هم آن پارچه حاضر نباشد كه خريدار او را ببيند ، بلكه فروشنده آن پارچه را به وصف به او بفروشد ؛ يعنى بگويد : « فلان پارچهء معيّن دارم كه اين صفتها در اوست به فلان قيمت به تو مىفروشم » ، مثل اينكه
هامش
( 1 ) . ب : - « بايد » .