مسألهء دهم : هرگاه در زمان خيار زيادتى و نفعى در مبيع حاصل شود ،
پس اگر زيادتى و نفعى باشد كه متّصل به مبيع باشد و از او جدا نشود ، مثل اينكه مبيع حيوان باشد و در زمان خيار فربه شده باشد ، در اين صورت آن تابع حيوان است ، به اين معنى كه اگر آن معامله فسخ نشود و حيوان مال خريدار شود ، آن زيادتى هم مال او خواهد بود و اگر معامله فسخ شود و حيوان مال فروشنده شود ، آن زيادتى هم مال او خواهد بود .
و اگر آن زيادتى و نفعى كه حاصل شده است زيادتى و نفعى باشد كه متّصل به حيوان نباشد ، بلكه از او جدا باشد ، مثل شير و اولاد و امثال اينها ، در اين صورت اين زيادتىها مال خريدار خواهد بود ؛ خواه آن خريدوفروش را فسخ كند يا نه .
مسألهء يازدهم : هرگاه شخصى معامله كرده و در معامله خيار داشته و در زمانى كه خيار داشته باشد فوت شود ،
خيار او منتقل به وارث مىشود ؛ خواه خيار شرط باشد ، يا خيار مجلس ، يا خيار حيوان ، يا خياراتى كه بعد از اين مذكور خواهد شد . و بالجمله ، هر خيارى بعد از فوت منتقل مىشود به وارث او « 1 » . و اللّه يعلم .
خيار چهارم : خيار غبن است
و خيار غبن آن است كه هرگاه كسى چيزى بخرد و از اهل خبرت نباشد « 2 » و بعد از آن معلوم شود كه آن چيز را گران خريده است و به اين سبب نقصان كرده است ، مىتواند آن خريدوفروش را فسخ كند . و فروشنده هم هرگاه از اهل خبرت نباشد و بعد از آن معلوم شود كه آنچه فروخته است ارزان فروخته است و به اين سبب نقصان كرده است ، مىتواند آن خريدوفروش را فسخ كند .
هامش
( 1 ) . حائرى : مگر خيارى كه متقوّم به شخص بوده باشد ، مثل خيار فسخ ، بلسانه و مباشرته .
( 2 ) . صدر ، حائرى : اهل خبرت اشاره به دانستن مشترى و بايع است گرانى و ارزانى را .