سوار شود تا به صاحبش برساند .
سيم : در آن راه مىتواند او را آب و علف بدهد .
و اين تصرّفات باعث بر طرف شدن خيار او نمىشود .
مسألهء پنجم : حق آن است كه ضرور نيست كه مدّتى كه از براى خيار تعيين مىكنند ، متّصل باشد به صيغهء خريدوفروش ،
بلكه اگر متّصل هم نباشد جايز است .
مثل اينكه در اول ماه رمضان هرگاه معامله كنند ، مىتوانند شرط كنند كه از روز پانزدهم ماه رمضان تا آخر ماه خيار داشته باشد ، در اين صورت در پانزده روز اوّل ، كه از اوّل ماه باشد كه وقت عقد خريدوفروش است تا روز پانزدهم ، خيار نخواهند داشت و نخواهند توانست در اين پانزده روز معامله را « 1 » بر هم زنند ، بلكه در پانزده روز آخر ماه اختيار فسخ خواهند داشت .
مسألهء ششم : جايز است كه فروشنده شرط كند كه هرگاه در مدّت معيّنى قيمت را به مشترى رد كند ، مبيع را پس بگيرد .
پس هرگاه در مدّت مذكوره ، فروشنده قيمت را رد كند ، مىتواند آن خريدوفروش را فسخ كند و مبيع را پس بگيرد و در اين صورت تا « 2 » قيمت را رد نكند نمىتواند آن خريدوفروش را فسخ كند . و ضرور نيست كه قيمتى كه گرفته بود بعينه رد كند ، بلكه اگر مثل او را هم رد كند صحيح است ، مگر اينكه شرط كرده باشند كه آن قيمت را بعينه رد كند .
و همچنين خريدار هم مىتواند شرط كند كه هرگاه در مدّت معيّنى مبيع را رد كند ، قيمت را پس گيرد و تا مبيع را رد نكند نمىتواند فسخ معامله را بكند . و در اين صورت مبيع را بايد بعينه رد كند و مثل او را نمىتواند رد نمود ، مگر اينكه فروشنده راضى به او شود « 3 » .
هامش
( 1 ) . ب : + « هم » .
( 2 ) . ب : - « تا » .
( 3 ) . صدر ، حائرى : يا شرط را تعليم داده باشد . و آنچه در اين مقام ذكر فرمودهاند مبنى بر آنچه متعارف است و مع ذلك مبيعها مختلف و اعيان قيمتها مختلف خواهد بود .