تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
طورى كه اطاعت خودش و رسول را واجب كرده است . و امكان ندارد اطاعت مطلق كسى واجب شود مگر اينكه آن كس داراى عصمت باشد و باطنش هم مثل ظاهر او باشد و نيز از اشتباه و خطا هم معصوم باشد و اين نوع از عصمت در علما و امرا هيچ كدام وجود ندارد پس مراد از اولى الامر آنان نمىباشند . و مؤيد اين مطلب اين است كه در اين آيه مورد بحث ، خداوند اطاعت خودش را جداى از اطاعت رسول قرار داده است اما اطاعت رسول و اطاعت اولى الامر را قرين هم قرار داده است از جهت قرب و نزديكى كه بين پيامبر - صلىّ اللّه عليه و آله - و اولى الامر وجود دارد و اين قرب در غير آنان وجود ندارد . « 1 » اين مطلبى كه محقق اردبيلى رحمه اللّه فرموده است وضع حكومت و زعامت اسلام است وقتى كه امام معصوم - عليه السلام - در ميان جامعه حضور داشته باشد چون داراى مقام ولايت كبراى الهيه است اطاعتش بر همه مردم بدون هيچ‌گونه قيد و شرطى واجب خواهد بود و مخالفت با او عين مخالفت خدا و رسول است . اما در زمان غيبت امام عليه السّلام ، بايد بگوييم از آنجايى كه دين اسلام جاودانه است و اختصاص به زمان خاصى ندارد و بايد احكام اسلام در تمام زمانها اجراء گردد و تعطيل احكام غير ممكن است و قطعا مطلوب نيست از طرف امامان عليهم السلام همين ولايت با تمام ابعادش به فقهاى جامع شرائط فتوا تفويض گرديده تا بتوانند با تشكيل حكومت احكام قرآن را به مورد اجراء بگذارند و اطاعت اين فقيهان عادل بر همه مردم واجب است و در تمام اوامر حكومتى فرمان آنان نافذ و ردّ بر آنها ردّ بر امامان معصوم عليهم السلام است و ردّ بر آنان ردّ بر خداى بزرگ است .
هامش
( 1 ) . زبدة البيان ، ص 686 - 687 .
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 703 | كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى