تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
خواجه نصير كه در دستگاهها وارد مىشد نمىرفت وزارت كند ، مىرفت آنها را آدم كند . نمىرفت كه براى اينكه در تحت نفوذ آنها باشد ، مىخواست آنها را مهار كند تا آن اندازه‌اى كه بتواند ، كارهايى كه خواجه نصير براى مذهب كرده آن كارها است كه خواجه نصير را خواجه نصير كرد ، نه طب خواجه نصير و نه رياضيات خواجه نصير ؛ آن خدمتى كه به اسلام كرد خواجه نصير كه رفت در دنبال هلاكو و امثال آنها لكن نه براى اينكه وزارت بكند ، نه براى اينكه براى خودش يك چيزى درست بكند ، او رفت آنجا براى اينكه آنها را مهار كند و آنقدرى كه قدرت داشته باشد خدمت بكند به « عالم اسلام » و خدمت به الوهيّت بكند . و امثال او مثل محقق ثانى ، مثل مرحوم مجلسى و امثال مرحوم مجلسى كه در دستگاه صفويه بود . صفويه را « آخوند » كرد نه خودش را « صفويه » كرد . آنها را كشاند توى مدرسه و توى عالم و توى دانش و اينها ، تا آن اندازه‌اى كه البته توانست . » « 1 » ظاهرا حكومت صفويه با اعزام علامه شيخ بهايى ( وفات 1031 ه . ق ) به نجف اشرف ، از مقدّس اردبيلى هم دعوت به عمل آورده بود ولى ايشان بنا به مصالحى از آن جمله تقويت و برپا نگهداشتن حوزه چند صد ساله نجف ، دعوت را نپذيرفت . « 2 » همان‌طور كه بعدها دو شاگرد برجسته اردبيلى ، صاحب معالم و صاحب مدارك ، از آمدن به ايران امتناع كردند و به قول استاد مطهرى همين امر باعث شد كه حوزه شام و جبل عامل همچنان ادامه يابد و منقرض نگردد . صاحب معالم و صاحب مدارك براى اينكه دچار محظور و رودربايستى براى توقّف در ايران نشوند از زيارت حضرت رضا عليه السّلام كه فوق العاده مشتاق آن بودند صرف نظر كردند « 3 » .
هامش
( 1 ) . « صحيفهء نور » ، ج 8 ، ص 8 . ( 2 ) . ر . ك : « قصص العلماء » ، ص 235 البته اين دعوت قطعا توسط شاه عباس اوّل نبوده است چرا كه با تاريخ به حكومت رسيدنش وفق نمىدهد . ( 3 ) . ر . ك : « خدمات متقابل » ، ص 493 .