مقدارى غذاى پاكيزه از گندم خوب و آرد نرم و مرغوب به منزل مقدس آورد و به همسرش تحويل داد و در ضمن گفت : اين غذا و آرد را صاحب منزل فرستاد و خودش در مسجد جامع به اعتكاف نشسته است !
اعتكاف سه روزه مقدس اتمام يافت و ايشان روانه منزل شد . همسرش گفت : طعامى را كه توسط اعرابى براى ما فرستادى خوب طعامى است . مقدّس كه از اين ماجرا بىاطلاع بود متعجّب گشت و فهميد كه اين عنايت از كجاست و خدا را سپاس گفت . « 1 »
او در اين كار نيز به پيامبر اسلام صلىّ اللّه عليه و آله اقتدا كرده است چرا كه پيامبر از آنچه خدا روزيش مىكرد بيش از آذوقه يك سال بر نمىداشت آن هم اندكى از خرما و جو بود ، و مابقى را در راه خدا صرف مىكرد . هرچه از وى مىخواستند عطا مىكرد بعد نوبت مىرسيد به قوت يكسال خود ، از آن هم ايثار مىفرمود و چه بسا پيش از آنكه سال تمام شود ذخيرهاش تمام مىگشت و خود محتاج آذوقه مىگرديد « 2 » .
4 - شيخ محمد حرز الدّين صاحب « معارف الرّجال » يكى از رؤياهاى صادقه مقدس اردبيلى را در كتابش آورده كه :
مقدس اردبيلى سخت بيمار گشت كه اصولا اميد بهبودى از آن بيمارى نمىرفت . مقدّس قبل از بيمارى دربارهء چگونگى نسب مادرش و علويّه بودن او بسيار تفحص كرده بود تا به اين نسب افتخارآميز اطمينان كامل پيدا نمايد ولى موفق نشده بود . در همين مدّتى كه به بستر بيمارى افتاده بود در عالم رويا توفيق ديدار مولاى متقيان امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت فاطمهء زهرا عليها السّلام به او دست داد و از اينكه حضرت زهرا عليها السّلام در عالم رؤيا از او چهره پوشيده بود مقدّس با خود گفت كه امروز اطمينان يافتم كه اين نسبت علويّه بودن مادرم درست نيست ، چرا كه بىبى فاطمه زهرا عليها السّلام از من چهره پوشانده و مرا نامحرم پنداشته ؟ در عالم
هامش
( 1 ) . « مستدرك الوسائل » ، ج 3 / 392 .
( 2 ) . سنن النّبى ، ص 37 .