را اشخاص بىاطلاع معرفى مىكنيم « 1 » .
اگر از اين قبيل حكايات سست بگذريم داستانهاى خواندنى و صحيح به وفور از « مقدّس » سراغ داريم كه چند نمونه از آنها را در اينجا مىآوريم .
1 - « ملا احمد مقدس اردبيلى در سفر بود يكى از زوّار كه آنجناب را نمىشناخت به او گفت جامههاى مرا ببر نزديك آب و بشوى و چرك آنها را بگير . ملا احمد قبول كرد و جامههاى آن مرد را برد و شست و آورد تا به او بدهد در اين هنگام آن مرد ملا احمد را شناخت و خجالت كشيد . مردم نيز او را توبيخ كردند . مقدس اردبيلى فرمود چرا او را ملامت مىكنيد ؛ مطلبى نشده است حقوق برادران مؤمن بر يكديگر بيشتر از اينهاست ! حاج شيخ عباس قمى پس از نقل اين واقعه مىگويد :
« مولانا در اين كار به امام هشتم اقتدا كرده است زيرا در روايات آمده است كه روزى امام هشتم وارد حمام شد شخصى در حمام آن حضرت را نمىشناخت گفت : « بيا مرا كيسه بكش » امام رفت و به كيسه كشيدن او مشغول شد سپس مردم درآمدند و امام را شناختند و از امام براى كردار آن مرد معذرت خواهى كردند ، امام با مردم سخن گفت تا نگران نباشند و همينگونه ادامه داد تا كيسه كشيدن آن مرد را تمام كرد ! « 2 »
2 - يكى از خصوصيات پسنديده و پيامبرگونه مقدس اردبيلى پذيرش هديه بود كمبها باشد يا گرانبها ؛ همانطور كه پيامبر گرامى هديه را مىپذيرفت ولو جرعهاى از شير باشد . . . » « 3 » يا هديهاى كه فقط عنوان هديه را داشت مىپذيرفت
هامش
( 1 ) . در اين عصر كه شاهد گسترش اسلام ناب محمّدى به دست علما و ياران امام راحلمان هستيم از اين قبيل داستانهاى « ملا نصر الدّينى » به وسيلهء دستهاى مرموز در ميان مردم پراكنده مىشود و شخصيّت علما و فقهاى طراز اول مكتب شيعه را به باد تمسخر مىگيرند كه قطعا براى تضعيف اسلام و انقلاب اسلامى است و دشمنان آگاه و دوستان ساده و نادان در رواج آن تلاش مىكنند .
( 2 ) . « بيدارگران تعاليم قبله » ، ص 211 .
( 3 ) . « سنن النّبى » ترجمه فارسى ، ص 73 و 49 .