امام رضا عليه السّلام فرمود :
« . . . مرد عربى نزد رسول خدا صلىّ اللّه عليه و آله مىآمد و براى حضرت هديه مىآورد و همانجا مىگفت « پول هديه مرا مرحمت كن » ! رسول خدا صلىّ اللّه عليه و آله مىخنديد . آن حضرت هر وقت غمناك مىگرديد مىفرمود . اعرابى چه شد كاش مىآمد [ و با اين كارش ما را مقدارى مىخندانيد ] « 1 » .
محدّث جليل القدر شيخ عباس قمى مىنويسد :
« عادت مولانا [ مقدس اردبيلى ] بر آن بود كه مىپوشيد از جامه هرچه حلال باشد خواه پرقيمت باشد يا ارزان و هرگاه كسى به آن بزرگوار جامه نفيسى هديه مىكرد قبول مىفرمود و مىپوشيد . و مكرّر اتفاق مىافتاد كه عمامه گرانبها به ايشان تقديم كرده بودند كه معادل بوده با « زر خالص » چون به زيارت مشرف مىشده هر سائلى كه چيزى از ايشان مىطلبيد قطعه [ اى ] از آن را پاره مىكرد و به او مىداده تا آنكه باقى مىمانده بر سر ايشان مقدار ذراعى كه به خانه مراجعت مىنمود » « 2 » .
3 - يكى از ويژگيهاى قابل ذكر مقدّس اردبيلى همان روحيه فقير نوازى و آنها را در زندگى خود شريك كردن است و به اصطلاح « مردمى » بوده است .
« در سالى گرانى بود و مقدّس آنچه از طعام و غذا داشت بين فقراء و نيازمندان تقسيم كرد و خود نيز همانند فقرا يك سهم از آن برداشت و اين كار پسنديدهاش را همچنان در آن دوران خشكسالى و گرانى ادامه مىداد تا اينكه صبر و بردبارى زوجهاش به سرآمد و بر اين شيوه فقيرنوازى مقدّس اعتراض نمود و گفت :
فرزندانت را از اين غذاها محروم مىسازى تا آنها مجبور شوند در اين سالهاى كمبود و گرانى و پرمشقت و ندارى ، دست نياز به سوى مردم گشايند ؟
مقدّس اردبيلى بعد از اين گفتگو ، همسرش را ترك گفت و به مسجد كوفه شتافت و در آنجا به اعتكاف نشست . روز دوّم اعتكافش شخصى ناشناس
هامش
( 1 ) . « سنن النّبى » ترجمه فارسى ، ص 73 و 49 .
( 2 ) . « فوائد الرضويه » ، ص 25 .