و نقلى مسلح ، در فلسفه و منطق محققى توانا و در هيأت شاگرد استادى بىهمتا و « 1 » . . . و در عينحال از جريانات اجتماعى غافل نبوده و بزرگترين انحراف عقيدتى و اجتماعى آن زمان يعنى تصوف از نظر تيزبينش مخفى نمانده است . با اينكه حكومت وقت ريشه در نوعى تصوف داشته ولى ايشان بدون مسامحه و محافظهكارى آستين بالا زده و به گود مبارزه وارد شده و در كتاب حديقه بهطور مبسوط فضائح آنها را ظاهر ساخته است به حدى كه معصوم عليشاه نعمت اللهى كه در كتاب طرائق الحقائق در صدد نفى انتساب اين كتاب به محقق اردبيلى برآمده گفته است : مطالب اين كتاب منبع اصلى براى كسانى است كه بعد از وى در رد تصوف قلم فرسايى كردهاند . « 2 »
از تتبع و استيفاء عجيبى كه محقق اردبيلى در اين كتاب از حيث معرفى فرقهها در باب تصوف نموده است « 3 » و از تبحر خاصش در اين باب حكايت مىكند به حدى كه به اعتراف خود صوفيه منبع متتبعين بعدى شده است معلوم مىشود كه مدت مديدى در اين باب و در كتب متصوفه تتبع نموده و مقدار زيادى از وقت گرانبهايش را به آن اختصاص داده است . « 4 » و اين نبوده جز از احساس مسؤوليت و تعهد والايى كه در قبال انحرافات دينى و اجتماعى در وجود آن بزرگ فقيه شيعه شكل گرفته بود .
هامش
( 1 ) . مراد مولى الياس دايى محقق است كه قبلا ترجمهاش ذكر شد .
( 2 ) . با اينكه خود محقق اردبيلى بارها در اين بحث تصريح كرده كه بنائش بر اختصار و اندكگويى است و تمام ابحاث مربوط به تصوف از پنجاه صفحه ( نه ورق ) فراتر نمىرود .
( 3 ) . وى در بيان فرق صوفيه اصولا و فروعا داد سخن داده و از 21 فرع از مذاهب صوفيه بحث كرده است .
( 4 ) . آن جناب در اين بحث علاوه بر نقل سخن از كتب روايى به كتب متصوفه مثل تأليفات شيخ عزيز نسفى امام قشيرى ، جامى ، عبد الرزاق كاشى ، امام غزالى ، عطار و روزبهان و غيرهم عنايت داشته است همچنين از كتب قديمى مثل الفصول التامه فى هداية العامه و كتاب تبصرة العوام و الهادى الى النجاة من جميع المهلكات و ايجاز المطالب فى ابراز المذاهب و بيان الاديان محمد بن نعمة اللّه و كتاب اصول الديانات و كتاب الردّ على الحلاج شيخ مفيد و كتابهاى ديگرى مثل نهج الحق نقل سخن فرموده است .