و سجيّات - يا خداى نكرده رزايل خلقى - همراه و موصوف است . از اينرو در زمينه قوهء بيان و قاطعيت برهان ، هرچند در قالب كرامت ، ولى در واقع ، چنان كه گفتيم بيشتر از باب ملكه باطنى و قوهء قدسى نفسانى وى در عالم مثال و برزخ متصل رؤياهايى از محقق نقل شده است . از جمله صاحب « قصص العلماء » ، مىنويسد :
وى شبى پيغمبر خدا صلىّ اللّه عليه و آله و سلم را در خواب مىبيند كه موسى كليم اللّه در خدمت آن حضرت نشسته محقق نيز حضور دارد ، پس حضرت موسى از رسول گرامى صلىّ اللّه عليه و آله و سلم مىپرسد :
اين مرد ( يعنى اردبيلى ) كيست ؟ پيغمبر صلىّ اللّه عليه و آله و سلم پاسخ مىدهد كه از خود او سؤال كن . موسى عليه السّلام از او سؤال مىكند تو كيستى ؟ محقق اردبيلى پاسخ مىدهد :
من احمد پسر محمد از اهل اردبيل و ساكن فلان كوى و كوچه و خانه مىباشم . . .
موسى عليه السّلام تعجب كنان مىپرسد ؟ من تنها از نام تو پرسيدم اين همه تفصيل براى چه بود ؟ محقق پاسخ مىدهد : خداوند عالم هنگامى كه از تو سؤال كرد كه اين چيست كه در دست راست توست ، پس تو چرا آنقدر طول و تفصيل در جواب دادى « 1 » . سپس موسى عليه السّلام به پيامبر اكرم گفت : راست گفتى : علماى امت من همانند انبياى بين اسرائيل مىباشند . « 2 »
پرورش تلميذ ممتاز و نه تكثير كمّى شاگردان :
گرچه تربيت شاگردان در هر دوره و رشتهاى مطلوب و شيوه دانشمندان است ولى اين بدنى معنى نيست كه وجهه همت ، تكثير محض باشد ، زيرا تاريخ در اين زمينه گواهى داده است كه معدود شاگردانى بودند كه مكتب استاد را زنده ، پاى برجا و به نسل علمى آينده منتقل ساختند .
مولانا اردبيلى در عين تكيه بر اريكهء تدريس داراى محفل علمى وسيع
هامش
( 1 ) . اشارت است به آيه« قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى »( اين است چوبدست من كه بدان تكيه كنم و برگها را با آن بريزم براى گوسفندانم و مرا در آن حوايج ديگرى است ) سورهء طه ، آيه 18 .
( 2 ) . قصص العلماء ص 345 .