گرام و عزيز را در وادى بىنهايت قال ، يقول و اقول مصروف مىدارند و از اصل فقه ناب به مرور بيگانه مىشوند . آيا اين روش عملا جز همان فزونى فرع بر اصل است كه دقيقا محاليت يا نارواييش ضربالمثل عام مىباشد ؟
جدل مقبول علمى :
جدل عادى به خاطر خلق منفى خودنمايى ، عجب و تحقير يا حطّ شخصيت مقابل خصلتى ناروا محسوب گشته و در اسلام نيز اين گونه جدل نكوهش شده است . ولى به نص قرآن كريم جدال مشروط و تعديل يافته به « احسن » مرغوب و لازم توصيه شده است . مانند جدالهاى برخى بل اكثر رسل عظام الهى - عليهم الصلاة و السلام - با طاغيان و زورگويان دورانها .
اصولا چه مورد تحسين واقع شود و يا نشود يك عالم و محقق ناگزير از « جدل » در زمان خود با علما و غير آنها مىباشد . درست همين واقعيت انگيزهء رشد و ماندگارى اين فن - به اصطلاح - هنرى و منطقى بوده است كه به گفته مثال عربى « الحاجة امّ الاختراع » ( نياز مادر و انگيزهء هر اختراع و نوظهورهاست ) علماى شيعه نيز - طبيعتا - از اين شيوه بيگانه نبودهاند .
محقق اردبيلى از ناطقان چيره ، سخنوران و بحاثان زبردست تاريخ علم ، اسلام و جهاد به شمار رفته است . شيوهاش اختصار در گفتار و نوشتار است كه شنونده واله جذبه ، حلاوت لحن ، گرمى بيان توأم با بشاشت پر تفرس و معنىدار چهره نورانى اوست . نهتنها به گفتهء حافظ « تركان پارسىگو بخشندگان جانند » بل همواره مخاطب را با چند جمله شيواى كلمه و معنى ساخته انگاه از مقالت لب فرو مىبندد . نامههايش به برخى بزرگان و سلاطين زمان گوياى اين معنى است .
و از جايى كه اين محقق در علم كلام قديم ، جديد - معاصر زمان خود - ، فلسفه و عقايد يد طولى و تبحر راسخ و عالى بل شخصا به آنها اشتياق وافر داشت ، طبيعتا چيزى كه در خلال ابراز اين علوم و فنون نقش واسطه و پيوند دارد « جدل » است .