اين تقدير ، حرمت و عفت قلمى را ذيلا مىخوانيم :
معمولا شاگردان به عنوان يادگار ، خطى از استاد در دفتر خود مىگيرند و گاهى غير شاگرد نيز از بزرگان و پيران روحانى اين مطالبه را مىكند .
شيخ حسن صاحب معالم نيز از استاد اين خواهش را نموده و استاد مطالبى مىنويسد و در آخر آن اضافه مىكند : « كتبه العبد احمد لمولاه امتثالا لأمره و رجاء لتذكّره » « 1 » يعنى اين نوشته را بنده خدا احمد نگاشت براى مولاى خود تا فرمان وى را اطاعت كرده باشد و به اميد اينكه وى را از دعا و ياد خير فراموش نكند .
عرضه نوشتارها به دانشپويان و ترك بسندگى به تحقيق خود :
يكى از بهترين روشهاى تأليف و نويسندگى عرضه مطالب آن پيش از نشر جهت بازنگرى به صاحب نظران و خبرگان است تا نظر و برداشت خود را در مورد آن بيان كرده و قبل از آماده شدن براى مطالعه دانشمندان ، نقاط منفى آن اصلاح شود . ولى هستند نويسندگان نسبتا فراوانى كه به اتكا به خود نهتنها اين رويه را پا زده كه خود نيز نظر دومى به آثار خود نمىافكنند ، گويى از ثوابت كائنات يا وحى منزل مىباشد .
مولانا اردبيلى اين روش پسنديده را معمول و جزوات آثارش را در دسترس منتخبين فنى قرار مىداد . مثلا نوشتهاند : كتاب « شرح ارشاد » علامه حلى كه از كتب نامى وى به شمار رفته است را به دو تلميذ بارعش شيخ حسن و سيد محمد عرضه كرد ، تا آنها سليقه و ذوق خود را در آن به كار برند و مولانا از اين بذل دقت بهره مىگرفت . « 2 »
مىدانيم يكى از مهمترين آثار اردبيلى كتاب ياد شده است كه نام كاملش « مجمع الفائدة و البرهان فى شرح ارشاد الاذهان » مىباشد و شرح مفصل و عميقى است . چنين كتاب عظيم را دو تلميذ مذكور مطالعه و مجددا بازنويس
هامش
( 1 ) . الدر المنثور ج 2 ، ص 202 .
( 2 ) . روضات الجنات ، 2 ، ص 298 .