چنان كه معلوم است در عين تحفظ و احترام فائق به مقام والايشان ، هيچكدام در سطح علمى و افق تحقيقى مترجم والاى ما نبودهاند ، و اين يك حقيقت مقبول تاريخى است .
از اينرو در موارد زيادى در كتب تاريخى و تراجم از ايشان به « المقدس على الاطلاق » تعبير و ياد شده است . « 1 » و جهت تثبيت اين گونه عبارات علامه بحرانى قدّس سرّه مىفرمايد : « لم يسمع بمثله فى الزهد و الورع . . . » « 2 » و شايد تعابير علامه مجلسى از همه كاملتر و جامعتر باشد . رجوع شود به بحار و مستدرك و غير اينها .
مقدس يا محقق اردبيلى :
از ميان لقب يافتگان به مقدس اين عنوان در مولانا اردبيلى قدّس سرّه هرچه كاملتر ، پرروح و بافروغتر متجلى و تداعى مىشود كه ساير القاب و كنى ، نسبتهاى مكانى ، عناوين ، اوصاف و ملكات شخصى و مقطعى ديگر ايشان را تحت الشعاع كامل قرار داده است . در حدّى كه فرد نامأنوس با افق عالى علمى وى شايد جز تقدّس از شخصيت و الا و جامع الأطراف حضرتش چيزى درك نكند .
ولى - مع الأسف - اين لقب حتى نسبت به خواص نيز آفت علم عالى و تحقيق آن حضرت گشته كه به محض سماع اين لقب صاحب آن را روانه بوتهء اجمال يا وادى ابهام و فسانه مىكند . از اينرو به روشنى ملحوظ است كه شخصيت مولانا اردبيلى ، در افق واقعى خود باز و بررسى نشده و ابعاد فضيلت و دانشش در هالهء تقدس و پاكيش مستور و محجوب تاريخ مانده است .
معلوم است كه چنين شيوه و روشى از خواص ناپسندتر و ناموجهتر از تودهء بيگانه و غير متخصصان مىباشد .
هامش
( 1 ) . وفيات العلماء ، ص 220 .
( 2 ) . لؤلؤة البحرين .