تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
داد كفنش را حاضر كنند و چون آن را آوردند نامهء اردبيلى را در جوف كفن خود گذارد و وصيت كرد كه چون مرا دفن كنيد اين نامه را زير سر من بگذاريد تا با آن بر نكير و منكر احتجاج كنم به اينكه مولا احمد اردبيلى مرا برادر خود ناميده است . « 1 »

شدت ورع مقدس اردبيلى

اساس كار و مبناى زندگى مرحوم اردبيلى رضوان الله عليه تقوا و ورع بوده است مرحوم سيد جزائرى قدس سرّه مىگويد : از جمله ورع او اين بود كه حيوانى را از نجف از صاحبش اجاره كرده و سوار مىشد و براى زيارت كاظمين عليهما السّلام و عسكريين عليهما السّلام رهسپار مىگرديد گاهى پيش مىآمد كه هنگام بازگشت ، كسى از شيعيان بغداد مىآمد و نامه‌اى به او مىداد كه در نجف به شخصى برساند ، آن بزرگوار ، نامه را گرفته و در جيب خود مىگذارد اما ديگر سوار آن حيوان نمىشد و آن را تا نجف سوق مىداد و مىفرمود : من از طرف صاحب اين حيوان مأذون در حمل نامه بر مركب او نمىباشم . « 2 » اين جريان شگفت‌انگيز ، از جهاتى قابل توجه است و ابعادى دارد يك بعد آن همان جنبه ورع بىنظير يا كم‌نظير آن عالم نامدار است بعد ديگر آن ، اهتمام او به قضاء حوائج برادران دينى است زيرا كسى كه اين قدر راجع به مال مردم محتاط است كه چون در هنگام كرايهء حيوان از صاحب آن اذن نگرفته كه اگر نامه‌اى هم با او باشد باز هم حق سوار شدن داشته باشد ، و لذا سوار نمىشود ، خوب بود نامه را از صاحب آن نمىپذيرفت تا به راحتى و بدون نگرانى سوار شده و به نجف باز گردد ، ولى او را ردّ نكرده نامه را مىگيرد و ديگر سوار نمىشود و اين مطلب حاكى از شدت اهتمام آن بزرگوار به برآوردن حاجت برادران مسلمان و راه انداختن كار و رفع نياز آنان است . ناگفته نماند كه اين باريك بينى و دقت و موشكافى در امر دين و مراعات
هامش
( 1 ) . رياض العلما ج 1 ص 24 و بهجة الامال ج 2 ص 114 ( 2 ) . الانوار النعمانية ج 2 ص 302
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 495 | كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى