تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
و از مظاهر ورع آن بزرگوار اين نكته است كه نوشته‌اند : براى ايشان حيوانى بود كه با آن مركب به زيارت كربلا و سامره مىرفت و هرگز او را تازيانه نمىزد و نصف مسافت بر او سوار مىشد و نصف ديگر را پياده مىرفت و هر وقت آن حيوان ميل به چريدن مىكرد او را منع نمىنمود . « 1 » آرى او پيرو مكتب امام زين العابدين عليه السّلام بود كه به شتر سوارى خود كمترين آزارى نرسانيد به‌طورى كه سفرهاى متعدد با آن به سوى بيت الله الحرام فرمود و ليكن يك تازيانه به او نزد چنان كه مجلسى اعلى الله مقامه مىگويد : حضرت ، با آن ناقه ، بيست و دو حج كرده بود و يك تازيانه به او نزده بود « 2 » و حضرت امام محمد باقر عليه السّلام مىفرمايد : چون حضرت على بن الحسين عليه السّلام از دنيا رفت ناقهء آن حضرت از چرا به سر قبر آن حضرت آمد و سينهء خود را به قبر زده و در ميان خاك مىغلطيد و همانا پدرم بر اين ناقه حج مىكرد و عمره به جا مىآورد و هرگز يك تازيانه به او نزد « 3 » ( و بالاخره آن‌قدر بىتابى كرد تا در فراق مولاى خود بعد از سه روز درگذشت ) . و نيز راجع به زهد و ورع آن عالم بزرگ نقل شده كه در صحن نجف اشرف دلو را به چاه انداخت كه آب بكشد چون دلو را بيرون كشيد ديد كه آن دلو پر از اشرفى و دينار است پس آن دنانير را دوباره در چاه ريخت و عرض كرد : خداوندا ! احمد از تو آب مىخواهد نه طلا ! « 4 »

انصراف اردبيلى از آمدن به ايران

اين مطلب مسلم است كه شاه عباس بسيار مايل بوده كه مقدس اردبيلى را به ايران بياورد .
هامش
( 1 ) . قصص العلماء ص 342 . ( 2 ) . جلاء العيون قسمت حالات امام سجاد ( ع ) ( 3 ) . بصائر الدرجات ص 353 و كافى ج 1 ص 467 و اختصاص شيخ مفيد ص 301 . ( 4 ) . قصص العلماء ص 343 و 344 .
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 497 | كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى